یاد
کانون نویسندگان ایراناحمد محمود؛ نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران، در دیماه ۱۳۱۰ در اهواز به دنیا آمد و در پی یک بیماری ریوی درازمدت، یادگار سالهای زندان و زندگی پرمشقت، سرانجام در ۱۲ مهرماه ۱۳۸۱ چشم از جهان فروبست. دوستداران ادبیات داستانی اغلب خطهی جنوب بهويژه خوزستان را با خواندن رمانها و داستانهای او میشناسند.
محمود پس از دیپلم به دانشکده افسری ارتش راه یافت اما با کودتای ننگین ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و سقوط دولت مصدق به همراه دیگر آزادیخواهان بازداشت شد. تن به امضای توبهنامه نداد، در زندان ماند و در بازداشتگاه لشکر دوم زرهی تهران شاهد حبس و محاکمه و اعدام یاران مصدق از جمله حسین فاطمی و مرتضی کیوان بود؛ سپس به بندرلنگه تبعید شد. پس از رهایی از زندان و تبعید در سال ۱۳۳۶، به دلیل سابقهاش نتوانست به مشاغل دولتی راه یابد و دغدغهی معاش تا پایان عمر با او بود.
ردِ قلم احمد محمود را میتوان تا سال ۱۳۳۳ و انتشار داستانهای کوتاه در مجلات ادبی آنزمان مانند «امید ایران» پی گرفت. در سال ۱۳۳۸ نخستین مجموعه داستانش به نام «مول» را با سرمایهی شخصی به چاپ رساند. «دریا هنوز آرام است» (۱۳۳۹)، «بیهودگی» (۱۳۴۱)، «زائری زیر باران» (۱۳۴۶)، «پسرک بومی و غریبهها» (۱۳۵۰) مجموعهداستانهای او پیش از انتشار رمان «همسایهها» در سال ۱۳۵۳ است. پس از آن، رمانهای «داستان یک شهر» (۱۳۵۸) و «زمین سوخته» (۱۳۶۱) و سه مجموعه داستان «دیدار» (۱۳۶۹)، «قصه آشنا» (۱۳۷۰) و «از مسافر تا تبخال» (۱۳۷۱) منتشر شدند.
ویژگی تمامی آثار محمود واقعگرایی و تعهد به مردم زمانهی خود است. او میکوشید با توانایی بیبدیلش در روایتگری صدای بیصدایان باشد و در مقابل جهل و ستم و خرافات بایستد. نثر او با جملات کوتاه و فضاهای پرکشش داستانی، با تکیه بر گویش جنوبی، بیانگر جهانبینی و نگاه او به انسان، آزادی و عدالت است. در همهی روایتهای او میتوان ردپای واقعیت دردناک زندگی فقیرترین اقشار اجتماعی، مبارزان و عادیترین مردم را یافت. از این رو رمانها و داستانهای احمد محمود نهتنها در زمرهی برجستهترین آثار ادبیات داستانی ایران بلکه سندی از یک دوران به شمار میآیند.
پرآوازهترین اثر او ــ رمان «همسایهها» ــ در هر دو دورهی پیش و پس از انقلاب با سد سدید سانسور روبهرو بود. در دوران پهلوی تنها یکبار در سال ۱۳۵۳ منتشر و سپس به دلایل سیاسی ممنوع شد؛ در دوران جمهوری اسلامی تنها سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ پیاپی منتشر شد و از آن پس هرگز اجازهی انتشار نیافت. در رمان «داستان یک شهر»، که بهنوعی ادامهی «همسایهها»ست، ردپای تبعید او در بندرلنگه را میتوان دید؛ از او نقل است که: «حساش کردم. درد را، شکست را، سکون را و مردم بندرلنگه را که انگار به دنیای دیگری تعلق داشتند، همه را خوب حس کردم. در زندانهای متعددی بودیم تا رسیدیم به بندرلنگه، اجازه نداشتیم یادداشت کنیم.» رمان دوجلدی «درخت انجیر معابد» (۱۳۷۹) نیز متأثر از همین تبعیدگاه و دیدگاههای خرافی مردم آن نواحی است که بر خرافات میشورد و واپسگرایی اجتماعی را نقد میکند. بنیاد گلشیری در سال ۱۳۸۰ با اهدای نخستین «جایزهی هوشنگ گلشیری» به این رمان از احمد محمود تجلیل کرد. رمان «زمین سوخته» محصول سال ۱۳۶۱ به فاجعهی جنگ ایران و عراق و تأثیر جنگ بر عمیقترین لایههای زندگی مردم میپردازد، کارستانی که پیش از او کمتر نویسندهای جرئت ورود به آن را داشت.
رمان سهجلدی «مدار صفر درجه» (۱۳۷۲)، که زنان در آن نقش کلیدی دارند، بررسی روند سیاسیشدن یک خانواده است و فقر و بیعدالتی و سرکوب اجتماعی را نشانه میگیرد. این رمان در جشنوارهی بیست سال ادبیات داستانی ایران در سال ۱۳۷۶ شایستهی جایزهی ویژهی هیئت داوران شناخته شد اما حاکمیت که با نگاه ضدجنگ آن همسو نبود اجازهی اهدای جایزه را نداد.
او در هر دو دورهی پهلوی و جمهوری اسلامی مغضوب حاکمیت بود. کتابهایش به در بسته میخوردند و همین تأمین معاش را دشوار میکرد، اما دست از نوشتن برنداشت. برای گرفتن مجوز انتشار رمان «آدم زنده» (۱۳۷۶) ناگزیر نام ساختگیِ «ممدوحبن عاطل ابونزال» را برای نویسنده برگزید و خود را مترجم آن نامید.
احمد محمود انسانی شریف و صادق و روایتگری کمنظیر بود و همین آثار او را در تاریخ و حافظهی جمعی ما ماندگار کرده است. او در سراسر عمر تنها یکبار، به درخواست لیلی گلستان، تن به گفتوگو داد که سال ۱۳۷۴ در قالب کتاب «حکایت حال» به چاپ رسید. در مراسمی هم که کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۷۸ برای بزرگداشت عضو دیرین خود احمد محمود برگزار کرد، نویسندهی «همسایهها» برای دقایقی سخن گفت و از حاضران در مجلس سپاسگزاری کرد. پیکر این نویسندهی گرانقدر در پانزدهم مهرماه ۱۳۸۱ در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
یادش گرامی