🔴 ناکامیها و کاربست ها امروزین نهضت ملی
◾️ هدی صابر
🔷 چکیدهای از نشستهای سی و دوم تا چهل و یکم از مجموعه مباحث «هشت فراز، هزار نیاز»
@iranfardamag
🔺هدی صابر در بررسی ناکامیهای نهضت ملی 10 ناکامی عمدهی این جنبش سیاسی ـ اجتماعی فراگیر ایران را به این شرح برشمرده است:
1. لیبرالیسم فردی
2. مفت بازی بزنگاهی
3. شکنندگی ایدئولوژیک
4. پیچیدگی ناکافی
5. پوکی تشکیلات ملی
6. تلقی اداری از تشکیلات
7. اخلاق و خصلت دوران سوز و سقوط آزادها
8. چپ روی مرحله سوز
9. کم بها دادن به ارتجاع
10. تزریق رخوت به پیکره ملی
🔺 وی همچنین کاربستهای قابل تصور امروزین برای نهضت ملی را به این ترتیب فهرست کرده است:
🔘 تشخیص دورانی:
ملی كردن صنعت نفت در ایران و باز شدن فاز دموكراتیك تشخیص مصدقی بود. در زمان خودش تشخیصی جدی بود. امروز برای ما تشخیص دورانی ضرورت دارد. شعارهای «ایران برای همهی ایرانیان»، «پاسخگو شدن قدرت» و «جامعهی مدنی» هم مطرح شد. پشت این شعارها تا حدودی تشخیص دورانی بود ولی به پررنگی شعار نهضت ملی نبود و همهگیر نشد.
🔘 تشخص اجتماعی:
برای به راه افتادن حركت ملی باید كل جامعه تشخص یابد و باید طبقات هم ذیل جامعهی کل دارای تشخص شوند. این تشخص در زمان مصدق رخ داد. معلم، كارگر و روستایی دور از مدار تشخص یافتند. ولی در سالهای اخیر اصلاحات معلمها آمدند تشخص پیدا کنند که دولت خاتمی با آنها فعال برخورد نکرد و بعد از خاتمی هم که سرکوب شد. کارگر آمد خودش را نو کند ولی کسی به آنها بها نداد، نه روشنفکری درون حاکمیت و نه روشنفکری بیرون از حاکمیت. روستایی هم که کماکان بیرون از مدار بود و تشخص طبقاتی پیدا نشد. بنابراین، ضرورت تشخص طبقاتی، که دورهی مصدق در اوج خودش بود، کاربست امروزین دارد.
🔘 ساختار، نه ماکت:
نهضت ملی و تشکیلات جبههی ملی نشان داد که ساختار مهم است نه ماكت. احزابی که الان وجود دارند مانند جبههی ملی آن زمان هستند که ماکت دارند، ولی درونشان خالی است و محتوا ندارند. بیرونشان آجر سه سانتی است، داخلشان میروی گلیم نمیبینی روی آن بنشینی. هیچ آموزش، كادرسازی، جزوه،CD و ملاتی وجود ندارد. جبههی ملی یك ماكت بود نه ساختار. بخش كارای جبههی ملی هم ساختارهای واقعا موجود اجتماعی بودند. شاخهی بازار، شاخهی محلات، شاخهی دانشجویان ربطی به جبههی ملی نداشتند، نهادها یا ساختارهای واقعاً موجود شاخههای اجتماعی بودند كه جبههی ملی در دورانی به اعتباری از آنها استفاده كرد. خودش نه چیزی آورد و نه ساختاری تشكیل داد. نه خود مصدق ساختار تشکیلاتی آورد، نه نوزده نفر بنیانگذار جبههی ملی و نه بقیهی احزاب جبههی ملی.
🔘 منش مبارزاتی :
مبارزه منهای اخلاق در مشروطه، جنگل و نهضت ملی خود را نشان داد. مبارزه برای نفس مبارزه، مبارزه به صورت وظیفه ای حرفه ای و مبارزه منهای اخلاق مفت گران است. بهتر است جریاناتی که پای بند به منش و اخلاق نیستند اصلا نیایند آمدنشان فاجعه ایجاد می کند. در دوران مشروطه و جنگل فاجعه ایجاد کرد. دوران نهضت ملی هم فاجعه ای ملی ایجاد کرد. در همین دوران هم فاجعه ایجاد کرد. مبارزه ی سیاسی ـ اجتماعی منهای منش مفت گران است، هم برای مردم و هم برای مجموعه ی کسانی که داعیه ی مبارزه دارند.
🔘 تمییز تاریخی:
حزب توده با آن امکانات، ظرفیت، ایمان و توان تشكیلاتیای که بدنهاش داشت نهایتاً تمییز تاریخی نداد و پرت سرمایه كرد. در ایران الی ماشاءالله پرت سرمایه تکرار و قاعده شد. در مشروطه و جنگل پرت سرمایهی انسانی و امکانات داشتیم. این اتفاق در نهضت ملی هم افتاد. عدم شناخت بورژوازی ملی ایران،درك نکردن ماهیت آن و عدم تشخیص خصلت ضدامپریالیستی جبهه ی ملی سبب شد که حزب توده مرتکب اشتباهات سیاسی متعدد گردیده و با اتخاذ خط مشی نادرست درمورد جبهه ی ملی و حکومت دکتر مصدق، مهمترین اشتباه سیاسی خود را مرتکب شود.
#هدی_صابر
https://bit.ly/3crHLyN
https://t.me/iranfardamag
