قصه
باور داریم هیچ همراهیای بدون اتصال پایدار شکل نمیگیرد؛ اتصال با دولت محلی، با بازیگران توسعه، و با کسانی که هر روز در این سرزمین زندگی میکنند. این بار، قصه آموزش ما به جهاد کشاورزی و واحد ترویج رسید؛ جایی که دانش، تجربه و زیست محلی دست در دست هم دادند.
اما چرا گروههای خودیار برای ما مهماند؟ چون نقطه شروع تغییرند. چون ورود به یک روستا یا محله، برای ما به معنای شنیدن است، نه تصمیم گرفتن از پیش. قصه مشارکت، قصه اعتماد است؛ اعتمادی که آرامآرام شکل میگیرد، بهویژه در کنار زنان، که ستونهای خاموش اما استوار توسعه محلیاند. انتخاب کسبوکارهای خرد جمعی هم، از همین شنیدن آغاز میشود؛ از دیدن داراییها، نه کمبودها.
ما بر توسعه داراییمبنا تأکید داریم، چون معتقدیم هر جامعهای، پیش از هر چیز، سرمایه خودش را دارد. مشارکت و حرکت، دو بال این مسیرند؛ بالهایی که اگر با هم به پرواز درآیند، توانافزایی دیگر یک شعار نیست، یک تجربه زیسته است.
در هفته پایانی پاییز، چهل تسهیلگر و کارشناس امور بانوان جهاد کشاورزی در سیستان و بلوچستان کنار هم نشستند و این قصه را با هم مرور کردند. ما هم، بهعنوان یک سازمان مردمنهاد فعال در استان، تلاش کردیم سهم کوچکی در این مسیر داشته باشیم؛ چون عمیقاً باور داریم رشد، از دل همکاری نزدیک و به اشتراک گذاشتن منابع زاده میشود.