رویال بر خرابه

رویال بر خرابه

محمدرضا جعفری، جامعه فردا، چهارشنبه 29 آذر


جنگ، فقط شهر را ویران نکرد، فقط در توسعه انسانی و شهری وقفه نینداخت، فقط هیولایی خون آشام نبود. جنگ از در وارد شد و در خیابان رژه رفت تا خاطره‌ها را فروبریزد، تا زنجیره‌ تداعی‌ها و معناها را بگسلد. آنچه ماند از شهر، لاشه‌ای بود بی‌چهره، خیابانی به صِرف یک خیابان بدون معنا. توسعه‌ شهری بعد از جنگ در اهواز و خرمشهر و آبادان، صرفا بازسازی فیزیکی شهر بود بدون برنامه، ناکامل، نابسنده و معطل مانده با ترکش‌ها بر دیوار و خرابی‌ها در خیابان و زخم‌ها بر روان. بدان‌گونه که روند بازگشت جنگ‌زده‌ها به شهرها پس از پایان جنگ به استناد آمار رسمی مهاجرت بین سال‌های 75 تا 85 معکوس می‌شود.

موج دوم بازسازی و توسعه شهری در شهرهای مذکور، بر همان بنای نیمه‌کاره و فرسوده آغاز شد؛ این‌بار از منظری تازه و رویکردی جدید. اگر پیش‌تر درموج اول، شهرِ متوقف‌مانده سودای سکونت و اشتغال ساکنان‌اش را ناتوان از برآوردن‌اش در سر می‌پروراند، در رویکرد جدید، شهر توسعه‌ تجاری را به چشم می‌بیند، فروش شهر، سلب مالکیت از مردم و کالایی‌سازی فضاهای عمومی. شهر عرصه‌ای می‌شود سوداگرانه مبتنی بر رانت و سرمایه درجهت تولید و تحقق ارزش. فضاهایی تنظیم‌شده برمبنای ایدئولوژی مصرف و جایگزینی ارزش مصرف اجتماعی با ارزش مبادله‌ای، جایی که همه چیز را باید با پول خرید: تفریح و اوقات فراغت آن‌هم در سطحی نازل. در چنین رویکردی مفهوم حق به شهر و حقوق شهروندان، درسایه خصوصی‌سازی اماکن عمومی و نادیده‌گرفتن ابعاد اجتماعی و فرهنگی توسعه شهری و در غیاب مشارکت عمومی در تصمیم‌سازی‌ها، مقهور روابط قدرت می‌شود.

ایجاد منطقه آزاد اروند در آبادان و خرمشهر و محوریت آن در توسعه‌‌ فضاهای شهری، اجرای چندین پروژه‌ کلان تجاری/مال در اهواز و عمران ساحل کارون، همه در خلأ احقاق حقوق فرهنگی شهروندان و با نگاه به ساخت شهر به عنوان فرآیندی تجاری صورت گرفته است. این شهرها درحالی خود را مواجه با بناهای بزرگ‌مقیاس تجاری می‌بینند که هنوز در مورد اماکن و فضاهای فرهنگی و تفریحی عمومی با ضعف ساختاری کلان روبه‌رویند. فقدان فرهنگسرا، کتابخانه، خانه‌های فرهنگ، سرای محله، سینماهای مناسب و به‌روز، بوستان‌های شهری و محلی، نگارخانه و سالن‌های تئاتر در این شهرها مشهود است. همچنان‌که در این رویکرد جای خالی تولید فضاهای اجتماعی نو مانند خیابان ــ موزه و خیابان ــ نگارخانه، سالن‌های مطالعه و نشریات خالی است و همچنان‌که رودهای کارون و اروند و بهمنشیر با پتانسیل فراوان در طراحی شهری، بی‌مصرف و بی‌استفاده رها شده‌اند. درواقع ساخت‌وسازهای سرمایه‌محور در زمین‌های شهری متعلق به مردم، برخلاف ارتقای حقوق شهروندی و ایجاد شاخصه‌های بنیادین یک شهر مدرن دموکراتیک چون امکان آرامش و سرخوشی، تولید معناهای شخصی فرهنگی و ایجاد همبستگی اجتماعی صورت می‌گیرد. در تولید همین فضاهای موجود، نقش و مشارکت مردم، حقوق شهروندی و رعایت عدالت اجتماعی در دسترسی همه به مکان‌ها و خدمات شهری و تضمین کیفیت زیست مناسب مغفول مانده است. فاصله‌گذاری مناطق مرغوب و فقیرنشین و ایجاد ارزش در زمین‌های شهری با تعریف پروژه‌های جدید، تجملی‌سازی فضاها و نبود انسان‌محوری در خلق فضا، جداسازی طبقاتی را بیش از پیش گسترش داده است. در توسعه‌ جدید، حق با کسی است که امکان خرید تجربه‌ پر زرق و برق خدمات تفریحی و رفاهی را اماکن رویالیته دارد، آن‌هم تفریحی که به کافی‌شاپ، رستوران‌ و فوت کورت‌های مختلف و متناوب و فضای سبز چمن‌کاشت، بدون خلاقیت، طراحی و گرافیک و مبلمان مناسب شهری، تقلیل داده شده است. طبیعی است در فضاهای تجملی تهیدستان شهری یکسر به کناری نهاده می‌شوند و شهرنشین مصرف‌گرایی تولید می‌شود که از شهر جز خرید و رستوران‌گردی و چمن‌نشینی تجربه‌ای به دست نمی‌آورد. کافی است در اهواز و آبادان و خرمشهر پرسه بزنید.

بدین ترتیب، بازار جای انسان را می‌گیرد. شهر امکان خاطره‌سازی و تجربه‌ فرهنگی و روابط انسانی را با تبدیل فراغت به کالای تجاری غیرفرهنگی جابه‌جا می‌کند. از شهر کالبدی می‌ماند بی‌روح، بی‌هویت، پرهزینه و در همان زمان که در بعد زیرساختی این شهرهای خوزستان جوابگوی زیست بهینه شهروندان خود نیستند، مدیریت شهری ناتوان در برآوردن نیازهای اجتماعی و فرهنگی، هزینه‌های مالی و انسانی هنگفتی از منابع عمومی به پای مردم می‌گذارند.

Report Page