رشته توییتی از @JiaEmre
@TwitterVid_bot1.
رشته توییت: روزی که رضاشاه برای اولین بار، در حضور دیگران گریست.
رضاشاه به داستانهای شاهنامه فردوسی علاقه بسیار داشت، بهطوری که مراد اورنگ، در سال ۱۳۰۸ داستانهایی از آنرا هر روزه در حضور رضاشاه نقل میکرد. (...ادامه⬇️)
#ملت_ایران #رضاشاه_روحت_شاد #رضاشاه_بانی_رفاه


2.
در یکی از روزهای شاهنامه خوانی داستان به اینجا رسید:
شبی که قرار بود «روشنک» دختر «داریوش سوم» از سپاهان برای ازدواج تحمیلی نزد اسکندر برود، اسکندر اصرار داشت که مردم، پیش از حرکت او چراغانی کنند؛ در حالی که مردم همهٔ شهرها لباس ماتم بر تن داشتند و عزای ملی اعلام کرده بودند.⬇️
3.
مردم ایران، کشور و شاه و اینک شاهدخت را نیز از دست میدادند و فردوسی طی یک شعر، این چشمانداز را نمودار کرده است:
ببستند آذین به شهر اندرون
لبان پر ز خنده، دلان پر ز خون
در اینجا رضاشاه بیاختیار آغاز به گریستن کرد و ده دقیقه اشک میریخت.⬇️
4.
تا آن زمان هرگز کسی گریهی او را ندیده بود. پس از این اتفاق، رضاشاه فورا دستور ساختن آرامگاهی مناسب برای فردوسی به شیوهٔ معماری هخامنشی را صادر کرد.
منبع: کتاب شاهنامه آخرش خوش است، نوشته محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تاریخدان
#ملت_ایران #رضاشاه_روحت_شاد #رضاشاه_بانی_رفاه

خواندن این رشته توییت در توییتر
ساخته شده توسط ربات @TwitterVid_bot