🔹جریان شناسی اخوان المسلمین سوریه

🔹جریان شناسی اخوان المسلمین سوریه

تحولات جهان اسلام @islamicworldnews

#ریشه_ها_در_خاورمیانه 

♦️ "ریشه ها در خاورمیانه" سلسله مقالات و مباحثی خواهد بود که به بررسی تاریخ خاورمیانه خواهد پرداخت؛ باشد که ان شاءالله در مدار تکرار اشتباهات تاریخی به ورطه سقوط نیفتیم.

🔹جریان شناسی اخوان المسلمین سوریه

♦️ با توجه به حساسیت تحولات سوریه در این برهه تاریخی و زوایای عمدا پنهان شده تاریخ این کشور، این مقاله به جریان شناسی تاریخ معاصر سوریه با محوریت تاثیر اخوان المسلمین خواهد پرداخت.

♦️ اگر سوال دارید 

چرا قوت گروه های جهادی-سلفی اکثرا متمرکز در استان ادلب و حومه شهر حلب هستند؟

دلیل سرکوب ها در زمان حافظ اسد که مسلحین روی آن بسیار مانور می دهند چه بود؟

چرا اکثریت اهل سنت سوریه به دولت نزدیک تر هستند تا به گروه های سلفی-جهادی؟

 حتما مقاله زیر را بخوانید.....

خلاصه:

🔹 هدف از تاسیس اخوان المسلمین سوریه در سال 1935 توسط مصطفی السباعی مقابله با اشغال فرانسه بود.

🔹 پس از استقلال سوريه و قدرت گرفتن حزب بعث، مبارزه با اين حزب در راس اهداف اخوان المسلمین قرار گرفت.

🔹 پس از مرگ مصطفی السباعي، عصام رضا العطار در سال رهبري اخوان سوریه را بر عهده گرفت. بارزترين ويژگي جنبش اخوان سوريه، مخالفت همیشگي با دولت اين کشور بوده است.

🔹 برخي از اعضاي جنبش معتقد بودند که ارشاد مردم و دولت، نتیجهاي در پي ندارد. بنابراين راه جهاد علیه دولت را برگزيدند. عطار به دلیل مخالفت با جهاد و اقدام مسلحانه علیه رژيم از ساير رهبران جدا شد.

🔹 امین ياغان معتقد بود که از راه هاي نظامي بايد به مقابله با دولت پرداخت. گروهي از اهالي شمال سوريه، از ياغان حمايت کردند و مخالف سیاست هاي عطار شدند. در مقابل گروهي به طرفداري از عطار پرداختند و به گروه میانه روي دمشق موسوم شدند. گروه شمال در اوايل دهة هفتاد اقدامات تروريستي خود را شدت بخشید؛ به طوريکه اين اقدامات در بهار 1979 به آستانه جنگ داخلي در شهرهاي شمالي و مرکزي رسید.

🔹 در سال 1980 اين اخوان شیخ محمد ابونصر البیانوني را به دبیرکلی انتخاب کرد. او پس از گذشت يک ماه، طي بیانیهايی خواستار ساقط کردن نظام سوريه و تبديل آن به نظامي دموکراتیک و آزاديبخش مبتني بر مباني اسلام شد.

🔹 در سال 1980 پروژه ترور حافظ اسد شکست خورد که طبیعتا به اخوانی ها منتسب شد، در جواب این ترور رفعت اسد برادر حافظ، حداقل 500 زندانی اخوانی در زندان تدمر را اعدام کرد. بعد از آن و در سال 1982 زماني که نیروهای مسلح اخوان به شهر حما وارد شدند، سه هفته در مقابل ارتش سوريه مقاومت کردند، اما مقاومت نیروهای اخوان در هم شکست، طی این درگیری و انتقام گیریهای پس از آن حداقل 15 هزار نفر کشته شدند.

🔹 اخوان المسلمین سوريه در شهر حلب، حمص و دمشق حضور دارند و مهمترين مرکز آنان، شهر حلب است. کمتر از سی درصد جمعیت سوريه را اقلیتهاي مختلف مسیحي، علوي، شیعي و دروزي تشکیل ميدهند و بیش از هفتاد درصد مردم اين کشور از اهل سنّت هستند و از اين میان اخوانيها، شايد بیشتر از ده درصد از جمعیت اهل سنّت را تشکیل نمی دهند. به تعبیر ديگر، شايد جمعیت اخوانيها چیزي حدود چهار تا هشت درصد کل جمعیت حدودا 20 میلیون نفری سوريه باشند.

🔹 یگانه اصل اساسی اخوان المسلمین سوريه به عنوان اپوزيسیون سوريه، مخالفت با حکومت است و ساير نظام هاي عقیدتي و کاربردي آن بر اين مبنا تغییر يافته است؛ درنتیجه میان شاخه اخوان سوريه با ساير شاخه هاي اخوان، قرابت ديده نمي شود. اين ضديت تا آنجا عمق يافته که اساساً رويکرد ضد اسرائیلي در اين گروه بر خلاف همة شاخه هاي اخوان، وجود ندارد، تا آنجا که اخوان المسلمین اردن که يکي از ضد اسرائیلي ترين و جهاديترين شاخه هاي اخوان است، اخوان سوريه را تحت حمايت اسرائیل مي داند.

🔹 اخیراً رهبر اخوان يعني آقاي مهندس شقفه در پاسخ به پرسش بي بي سي که نظر وي را دربارة اقلیتهاي سوريه پرسیده بود، گفت: ما وجود اقلیتها را قبول داريم، اما شیعه را قبول نداريم...

🔹 آقاي شوقي حداد در مصاحبه خود میگوید: اسامه حمدان گفت که من حضور داشتم که یوسف قرضاوي بیان کرد: کشته شدن يک سومِ مردم سوريه براي حاکمیت يافتن دوسوم جايز است. بعد که به او اعتراض شد، در توجیه نظر خود گفت: يک سوم، شهید شود تا دوسوم به حکومت برسند. مراد قرضاوي از کشته شدن يک سوم، کشته شدن علويان و شیعیان سوريه بود و حاکمیت دوسوم، حاکمیت اهل سنّت بود. وي گفت: قرضاوي اگر از اين فتوا دست برنمی دارد، لااقل بمب گذاري ها را محکوم کند، ولي از اين کار هم خودداري کرد. آقاي شوقي حداد در ادامه افزود: نزار نیوف، روزنامه نگار سوري، ميگفت: فردي می گفت در ابتدا به اپوزيسیون سوريه متمايل بودم، ولي از زماني که به چشم خود ديدم که يکي از عالمان اپوزيسیون به نام نزار نیف در سخنان خود در شهر درعا گفت: علويها کافرند و بايد کشته شوند و زنهاي آنها فاحشه هستند، خودم را از اينها جدا کردم. بعد از سخنان نزار نیوف مشاهده کرديم که در درعا از مردم همراه خواستند که به خانوادههاي ارتشي هاي بشار حمله کنند. آقاي شوقي حداد معتقد است که در مورد عقايد تکفیري، میان اخوان المسلمین سوريه و وهابیت تفاوتي وجود ندارد.

🔹 آقاي محمدعلي مهتدي، کارشناس خاورمیانه و پژوهشگر ارشد مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژيک خاورمیانه، در مصاحبهاي گفته است: آقاي برهان غلیون (آقای مهتدی معتقد است که برهان غلیون در رأس شورایی قرار دارد که در آن شورا اخوانی ها نیز حضور دارند و غلیون سخنگوی آن شوراست؛ پس دیدگاه اخوان با غلیون، در این مورد یکسان است) در گفتگوي خود با وال استريت ژورنال گفته بود که اگر ما (در جنگ با دولت سوريه) پیروز شويم، ارتباط با ايران و حزب الله و حماس را قطع مي کنیم ...

......................................................................................

🔹 مقدمه

🔸 اخوان المسلمین سوريه در سال ۱۹۳۵میلادی در شهر حلب و با الگوبرداري از خوان المسلمین مصر شکل گرفت. هدف از تأسیس این جریان در سوریه مقابله با اشغال اين کشور از سوي فرانسه، سامان دادن اوضاع نابسامان اقتصادي و از میان برداشتن فاصله هاي موجود بین جهان عرب از طریق احیاي اسلام بود، اما پس از استقلال سوريه و قدرت گرفتن رژيم سکولار بعث، مبارزه با اين رژيم در راس اهداف این جنبش قرار گرفت. بعدها حوزة فعالیتهاي اخوان گسترش يافت و اين امر از سويي، به منظور همکاري اين جنبش در بازپسگیري فلسطین اشغالي با دنیاي عرب بود و از سوي ديگر، به سبب کوچ برخي رهبران و اعضاي اخوان المسلمین مصر به سوريه بود. 

🔸 در آن دوره زمانی فعالیت اخوان درمصر ممنوع اعلام شده بود و دفتر این جنبش در قاهره تعطیل شده و اموال آن مصادره شده بود بود به همین دلیل اعضای اخوان المسلمین مصر از قاهره به دمشق آمدند و مرکزیت خود را در این شهر قرار دادند. از اين پس مصطفي السباعي با همکاري اخوان المسلمین مصر، رهبري اخوان را عهده دار شد. 

🔸 البته بايد توجه داشت که اخوان المسلمین سوريه از نظر ساختاري مانند اخوان مصر بود و گرچه دو گروه يکديگر را جنبش واحد میدانستند، اما در عمل خود مختار بودند.در این مقاله به بررسی تاریخچه و ابعاد مختلف اخوان المسلمین سوریه پرداخته می شود.

🔹 تاریخ پیدایش

🔸 دکتر مصطفي السّباعي، جنبش اخوان المسلمین سوريه را در سال ۱۹۳۵میلادی در شهر حلب و با الگوبرداري از اخوان المسلمین مصر پايه گذاري کرد. هدف وي از تأسیس اخوان سوريه، مقابله با اشغال اين کشور از سوي فرانسه، سامان دادن اوضاع نابسامان اقتصادي و از میان برداشتن فاصله هاي موجود بین جهان عرب از راه احیاي اسلام بود، اما پس از استقلال سوريه در سال 1946 و قدرت گرفتن حزب سکولار بعث، او هدف خود را مبارزه با اين حکومت قرار داد. بعدها حوزة فعالیت هاي اخوان گسترش يافت و اين امر از سويي، به منظور همکاري اين جنبش در بازپسگیري فلسطین اشغالي با دنیاي عرب بود و از سوي ديگر، معلول کوچ برخي رهبران و اعضاي اخوان المسلمین مصر به سوريه، پس از انحلال اخوان مصر در سال 1954 در اين کشور بود. 

🔸 بعد از اینکه دفتر اخوان المسلمین مصر در سال 19544 منحل و اموال آن مصادره شد، دفتر جمعیت اخوان، مرکز خود را از قاهره به دمشق يعني به جايي که مصطفي السباعي اخوان المسلمین سوريه را تشکیل داده بود، منتقل کرد. از اين پس مصطفي السباعي با همکاري اخوان المسلمین مصر، رهبري اخوان را عهده دار شد. البته بايد توجه داشت که اخوان المسلمین سوريه از نظر ساختاري مانند اخوان مصر بود و گرچه دو گروه يکديگر را جنبش واحد می دانستند، اما در عمل خود مختار بودند.

🔸 در دهه هاي چهل و پنجاه اخوان المسلمین سوريه نقش بسیار فعالي در سیاست داخلي ايفا کرد و با حزب کمونیست و حزب بعث به رقابت پرداخت. مصطفي السباعي در اواخر سال 1949 جبهه سوسیالیستي اسلامي را براي مقابله با تلاش حزب خلق که خواستار وحدت سوريه با عراق بود، تأسیس کرد. جنبش اخوان المسلمین هشت سال بعد با وحدت سوريه با مصر نیز در چهارچوب جمهوري عربي متحده مخالفت کرد. اين وحدت، رهبران را به اين ضرورت رساند که درسیاست فعالتر باشند.

🔸 پس از مرگ مصطفی السباعي، عصام رضا العطار در سال 19644 رهبري اخوان سوریه را بر عهده گرفت و به اصطلاح مراقب عام اين گروه شد. بارزترين ويژگي جنبش اخوان سوريه، مخالفت همیشگي با دولت اين کشور بوده است.

🔹 انشعاب در اخوان المسلمین سوريه

🔸 برخي از اعضاي جنبش معتقد بودند که ارشاد مردم و دولت، نتیجه اي در پي ندارد. بنابراين راه جهاد علیه دولت را برگزيدند و به طور رسمي راه خود را از گروه میانه روی اخوان المسلمین سوريه جدا کردند. اين انشعاب پس از مرگ سباعي و در زمان رهبري عصام العطار صورت گرفت. 

🔸 عطار به دلیل مخالفت با جهاد و اقدام مسلحانه علیه رژيم از ساير رهبران جدا شد. عطار به عنوان فردی که به شدت به اصلاح معتقد بود، نمی توانست خشونت انقلابی را بپذيرد. از اين روي وي از محل تبعید خود در آلمان از حافظ اسد به دلیل میانه روي ايدئولوژي حمايت کرد و اين موجب انشعاب در اخوان سوريه شد. امین ياغان (يکن يا ياکان) که از انديشه هاي مروان حديد پیروي مي کرد، با اين تصمیم به مقابله پرداخت؛ زيرا وي معتقد بود که از راههاي نظامي بايد به مقابله با دولت پرداخت. گروهي از اهالي شمال سوريه، از ياغان حمايت کردند و مخالف سیاستهاي عطار شدند. اين گروه موسوم به گروه شمالي اخوان اند. در مقابل گروهي به طرفداري از عطار پرداختند و به گروه میانه روي دمشق موسوم شدند. گروه شمال در اوايل دهة هفتاد اقدامات خرابکارانه و تروريستي خود را شدت بخشید؛ به طوريکه اين اقدامات در بهار 1979 به آستانه جنگ داخلي در شهرهاي شمالي و مرکزي رسید.

🔸 پس از فروکش کردن شورش، رهبران گروههاي مختلف اخوان المسلمین ، جبهه اسلامي يا ملي را در سوريه به وجود آوردند. در سال 1980 اين جبهه شیخ محمد ابونصر البیانوني را به دبیرکلی انتخاب کرد. او پس از گذشت يک ماه، طي بیانیه هايی خواستار ساقط کردن نظام سوريه و تبديل آن به نظامي دموکراتیک و آزاديبخش مبتني بر مباني اسلام شد. در بین سالهاي 1981 و 1982 فعالیت نیروهاي امنیتي بر ضد جبهه اسلامي در شهرها و روستاهاي شمال و مرکز سوريه ادامه يافت. سال ،1982زماني که دامنه شورش گسترده تر شد و به شهر حما رسید، نیروهاي افراطي جبهه وارد نبرد شدند و به مدت سه هفته در مقابل ارتش سوريه مقاومت کردند، اما نتوانستند در مقابل حملات توپخانه اي و هوايي ارتش مقاومت کنند و در نتیجه شهر سقوط کرد. عليرغم شدت مبارزه و درخواستهاي رهبران جبهه اسلامي قیام حما باعث درگرفتن يک قیام عمومي سراسري در سوريه نشد پس از فروکش کردن شورش، رهبر در تبعید جبهه اسلامي؛ (يعني عصام العطار) به مخالفان لیبرال و سوسیالیست پیوست تا ائتلافي ملي را براي آزادي سوريه تشکیل دهند. عدنان عقله مسئول، پیشگامان مبارزه که برای تداوم جهاد بر ضد نظام قسم خورده بود، از اين اقدام انتقاد کرد. در پاسخ به اين انتقاد رهبران جبهه اسلامي او را کنار گذاشتند و سعید حوي را به فرماندهی تشکیلات نظامي تعیین کردند. در سال 1985 عدنان عقله پس از اعلام عفو عمومي که به هرگونه فعالیت سیاسي مهمي از سوي جنبش اخوان المسلمین سوريه پايان داد، تسلیم مقامات حکومتي شد. از این به بعد رهبري اخوان شمال را امین ياغان، عدنان سعید، شیخ عبدالفتاح ابوغده، سعید حوی و عدنان سعدالدين بر عهده داشتند.

🔹 پراکندگي جغرافیايي

🔸 اخوان المسلمین سوريه در شهر حلب، حمص و دمشق حضور دارند و مهمترين مرکز آنان، شهر حلب است. کمتر از سی درصد جمعیت سوريه را اقلیتهاي مختلف مسیحي، علوي، شیعي و دروزي تشکیل ميدهند و بیش از هفتاد درصد مردم اين کشور از اهل سنّت هستند و از اين میان اخوانيها، شايد بیشتر از ده درصد از جمعیت اهل سنّت را تشکیل نمیدهند. به تعبیر ديگر، شايد جمعیت اخوانيها چیزي حدود چهار تا هشت درصد کل جمعیت سوريه باشند.

🔹 بزرگان و رهبران اخوان المسلمین در سوریه

🔸 مراقبین عام اخوان سوريه در طول پنجاه سال گذشته به ترتیب ذيل مي باشند:

• مصطفي السباعي (1945ـ 1964) اولین مراقب عام اخوان المسلمین سوريه و لبنان.

• عصّام رضا العطار (1964ـ 1973)

• عبقدالفتاح أبوغده (1973ـ 1975)

• عدقنان سعدالدين (1975ـ 1981)

• حسن هويدي (1981ـ 1985)

• منیر الغضبان (1985)

• محمد ديب الجاجي (1985)

• عبدالفتاح ابوغده (1986ـ 1991)

• حسن هويدي (1991ـ1996)

• علي صدرالدين البیانوني (1996ـ2010)

• محمد رياض شقفه (20100)

🔹 عقايد فعلي جنبش اخوان

🔸 اخوان سوريه تحت تأثیر انديشه حسن البناء، حکومت را رکني از ارکان اسلام ميداند. حسن البناء ميگفت: پیامبر حکومت را ستوني از ستونهاي اسلام معرفي کرده است. از اين رو موضوع حکومت در بخش عقايد و اصول عقايد و نه در فقهیات و فروع قرار دارد. هدف نهايي اخوان المسلمین مصر برپايي نظام اسلامي است تا در محیط اسلامي خالص، فرهنگ اسلام بهتمام معنا حاکم شود، نه اينکه دولتي به وجود آيد که فقط نام اسلام را بر خود بگذارد. به زعم اين گروه، منشأ قدرت در حکومت اسلامي مردم هستند و حاکم، اين قدرت را از مردم مي گیرد و علاوه بر اين، اصل شورا نظارت مردم بر قانون را تأمین مي کند. با وجود تأکید اخوان مصر بر تشکیل چنین حکومتي، اين انديشه در اخوان سوريه بسیار ضعیف است. به همین دلیل، اخوان سوريه تا سال1980 به دنبال تشکیل حکومت نبود، اما از سال 1980 که اخوان شکست خورد و پس از تشکیل "جبهه اسلامي سوريه" اين جنبش به تشکیل حکومت تمايل پیدا کرد و در همین جهت، در سال 1982به طور گسترده دست به شورش زد و شهر حما را به کنترل خود درآورد.

 اخوان سوريه در اصول و ارزشها و محتواي اسلامي معتقد است که اسلام با جوهرة توحیدي و ارزشهاي عالي همراه با تسامح و تساهل، بهترين اصل براي جامعه سوريه تلقي مي شود.

🔸 اين گروه همچنین طرح خود را براي آينده سوريه بر اساس قرآن کريم، سنت و اهداف شريعت مي داند. برخي اصول و محورهاي اسلامي مهم مورد تأکید اخواني ها عبارت اند از: اسلامي کردن نظام قضايي، حفظ حقوق زنان مطابق موازين شرعي، احیاي سنت وقف، ايجاد نهادهاي حمايتي مانند نهاد زکات، حرکت به سمت اقتصاد اسلامي از جمله ايجاد بانک و نهادهاي سرمايه گذاري اسلامي، ايجاد روحیه جهاد و احیاي ارزشهاي اسلامي و مبارزه با فساد.

 درخصوص تحزب هم بايد گفت جماعت اخوان مصر نمونه اي کامل از حزبي انحصارطلب است که براي لغو احزاب و انحلال آنها و يکپارچه کردنشان در حزبي واحد تلاش مي کرد، اما در سوريه تحول عملي جماعت از رويکرد انحصار طلب به رويکرد تکثرگرا در تشکیل "جبهه سوسیالیسم اسلامي" نمود يافت، حتي بعدها پا را فراتر گذاشت و اين احتمال به وجود آمد که به نوعي حزب دموکراتیک اسلامي همچون احزاب دموکراتیک مسیح در اروپا و امريکاي لاتین تبديل شود.

🔸 مواضع اين جبهه عبارت بود از: دفاع از نظام جمهوري در مقابل طرح سوريه بزرگ، مخالفت با طرح دفاع مشترک از خاورمیانه، اتخاذ سیاست بيطرفي مثبت، طرح اصلاحات بنیادين کشاورزي، همکاري اقتصادي و سیاسي با اتحاد جماهیر شوروي و طرح سوسیالیسم اسلامي به جاي کمونیسم. 

🔸 در مورد مشکل رابطه دين و حکومت، السباعي شخصاً ترجیح ميداد ماده اي مبني بر پذيرش دين اسلام به عنوان دين حکومت در پیشنويس قانون اساسي 1950 بگنجاند. وي در نهايت موضع خود را تعديل و اعلام کرد که اسلام و شريعت اسلامي منبع اصلي قانونگذاري هستند. در نتیجه دو مکتب در اخوان سوريه شکل گرفت: يکي، مکتب سنتي لیبرالیسم که با ابزار سیاسي، پارلماني و تبلیغات فعالیت ميکرد و بهترين نماينده آن السباعي بود؛ ديگري، مکتب راديکالیسم اعتراضي که به کودتا و اِعمال خشونت اعتقاد داشت. اخوان المسلمین سوريه بر تشکیل مجلس نمايندگان از راه انتخابات آزاد و صالح به منظور قانونگذاري و نظارت بر امور کشور تأکید ميکند و تکثرگرايي و وجود احزاب سیاسي متعدد را مي پذيرد.

🔸 همچنین در خصوص آزادي و حقوق سیاسي ـ اجتماعي شهروندان معتقد به آزادي اجتماعات و مشارکت در آن به استثناي مواردي است که به امنیت عمومي و گسترش خشونت کمک کند. با توجه به وجود اقلیتهايي مانند مسیحیان و علویان در جامعه سوریه و همچنین تجارب معطوف به رويکردهاي مذهبي اخوانیها در گذشته که احتمال برداشت هاي راديکالي از آن می رفت، اخوان المسلمین سعي مي کند با تأکید بر آزادي مذهبي هرگونه ديدگاه منفي در خصوص اين گروه و پیامدهاي به قدرت رسیدن آن را کاهش دهد. در واقع، اين نوع ديدگاه هاي اخوان المسلمین به خصوص در سوريه بیشتر به مشروعیت سازي براي اين گروه و کاهش نگراني هاي ساير گروه ها در خصوص پیامدهاي به قدرت رسیدن آن معطوف است. بنابراين مي تواند به عنوان ديدگاهي ابزاري مطرح شود، به خصوص که با مباني تفکر سیاسي اسلامگرايانه اخوان المسلمین همخواني چنداني ندارد. از مسائل و موضوعات اجتماعي ديگر، تأکید اخوان بر آزادي تشکیل سازمان هاي مردم نهاد، سنديکاها و کمیته هاي دفاع از حقوق بشر، تضمین حقوق زنان براي مشارکت سیاسي و به دست آوردن مناصب دولتي و محدود کردن حوزه فعالیت دستگاههاي دولتي به حفظ امنیت داخلي و کیان دولت و ممنوعیت آنان در سرکوب جريانهاي سیاسي است. اخوان علاوه بر تأکید بر ساير حقوق اجتماعي شهروندان مانند حمايتهاي بهداشتي و درماني و آموزشي، به مسائل و حقوق اقتصادي افراد جامعه نیز توجهي خاص دارد و به خصوص بر ايجاد اشتغال و معیشت تأکید ميکند.

🔸 ديدگاه اخوان در مورد تفکیک و استقلال قوا کاملاً مثبت است و آن را از جمله اصول سیاسي مهم خود مي داند، به ويژه در مورد استقلال قوه قضائیه و تأثیر نپذيرفتن از قوه مجريه و حکومت؛ زيرا استقلال قوا را از ويژگي اصلي حکومتهاي دموکراتیک مي دانند که با هدف جلوگیري از تسلط مجريان سیاسي بر همه شئون کشور انجام مي گیرد؛ اما اخوان هدف اصلي از تأکید بر اين مسئله را عمدتاً جلوگیري از تحت تأثیر قرار گرفتن امور قضايي از سیاست ها و خواسته هاي حکومتي مي داند نکته مهم اين است که اخواني ها پس از تأکید بر استقلال قواي سه گانه، آن را تنها به قوه قضايیه محدود ميکنند و از چگونگي اِعمال چهارچوب هاي اسلامي در قواي اجرايي و تقنیني سخن نمي گويند؛ درحاليکه قواي سه گانه در نظام هاي سیاسي مختلف ضمن تفاوت در روابط و چگونگي استقلال، ناگزيرند نوعي تعامل با هم داشته باشند و اين مسئله ممکن است نظام و قوه قضايیه اسلامي را دچار ناهمخواني و ناهماهنگي کند.

 اقتصاد اسلامي از مهمترين عقايد جنبش اخوان است. برخي از باورهاي آنان در اين زمینه عبارت اند از: ايجاد اشتغال براي همه مردم، بهره برداري از منابع ثروت طبیعي، تحريم منابع حرام درآمد، کم کردن فاصله هاي طبقاتي، کوشش براي تأمین آسايش همگاني، تأيید مالکیت خصوصي تا آنجا که به مصالح عمومي لطمه نزند، تنظیم سیستم معاملات پولي و مالي و …

🔹 ريشه هاي فکري و اعتقادي

🔸 ريشة ديدگاههاي اخوان المسلمین به قرار ذيل است:

1. تأکید و دعوت آنان به ضرورت دلیل يابي و اهمیت بازگشت به دو منبع اصلي قرآن کريم و سنت، و تأکید بر توحید کامل و پرهیز از هر نوع شرک، بر اساس دعوت سلف است.

22. دعوت متأثر از دعوت هاي محمد بن عبدالوهاب، سنوسي و رشیدرضاست و بیشتر اين دعوتها در حقیقت گسترش مکتب ابن تیمیه مي باشد که اين نیز برگرفته از مکتب احمد بن حنبل است.

33. گرايش اخوان المسلمین به تهذيب و تربیت نفس و رسیدن به مدارج بالاي کمال، متأثر از صوفیه است و معتقدند اين صوفیه از هر نوع بدعت، کجروي، ذلت و امور سلبي دور و داراي عقیدهاي سالم است.

44. حسن البناء مفاهیم گذشته را به علاوة اموري از قبـیل ايستادگي در مقـابل افکار مهاجم را که در همه جا، به ويژه در مصر گسترش يافته، در دعوت خود نیز گنجانده است. یگانه اصل اساسی اخوان المسلمین سوريه به عنوان اپوزيسیون حکومت سوريه، همین مخالفت و ضديت با حکومت است و ساير نظامهاي عقیدتي و کاربردي آن بر اين مبنا تغییر يافته است؛ درنتیجه میان شاخه اخوان سوريه با ساير شاخه هاي اخوان، قرابت هايي ديده نمي شود. اين ضديت تا آنجا عمق يافته که اساساً رويکرد ضد اسرائیلي خاصي در اين گروه بر خلاف تقريباً همة شاخه هاي اخوان، وجود ندارد، تا آنجا که اخوان المسلمین اردن که يکي از ضد اسرائیلي ترين و جهاديترين شاخه هاي اخوان است، اخوان سوريه را تحت حمايت اسرائیل ميداند و مي گويد اسرائیل براي کمرنگ کردن حرکت ضد اسرائیلي، آنها را تقويت ميکند. اين در حالي است که گروههاي ديگري چون اخوان اردن و مصر نیز عليرغم مبارزه جدي با حکومت هاي ديکتاتوري غرب زده شان، مواضع شديداً ضد اسرائیلي دارند.

🔹 چرخش اخوان از اصول کلي اعتقادات

🔸 آقاي شوقي حداد، يکي از نويسندگان و علماي سوري، در خصوص چرخش اخوان از اصول کلي اعتقادات اولیه خود، در مصاحبهاي که در دانشگاه اديان و مذاهب با وي صورت گرفت، بیان کرد که حزب اخوان تحت تأثیر سکورلاريسم واقع گردیده و اخوان المسلمین فعلي در سوريه دچار انحراف شده است؛ زيرا در آغاز باورهاي اخوان به گونه اي بود که شهید نواب صفوي میگفت هر شیعه اي که اخواني نباشد، جعفري نیست، اما امروزه براي اخوان هدف وسیله را توجیه مي کند؛ يعني براي دستیابي به اهداف خود دست به هر عمل غیر انساني از جمله کشتار مردم بيگناه و ... مي زند. در ابتدا، حضور آنها در سوريه براي قیام علیه ظلم بود، اما اخیراً اين جنبش سخنان ديگري مطرح ميکند؛ مثلاً اخیراً رهبر اخوان يعني آقاي مهندس شقفه در پاسخ به پرسش بي بي سي که نظر وي را دربارة اقلیتهاي سوريه پرسیده بود، گفت: "ما وجود اقلیتها را قبول داريم، اما شیعه را قبول نداريم"... اين موضع دقیقاً مخالف ديدگاه سعید حوي، انديشمند بزرگ اخواني، است که قائل به زندگی مسالمت آمیز با شیعیان بود. السباعي جنبش خود را روح و انقلاب جديدي مي دانست که هدفش استقرار يک نظام اسلامي جامع بود؛ با اين حال وي در دهه 1950 به میزان زیادی نظريه سوسیالیسم اسلامي را مطرح ساخت.

🔹 ويژگي هاي جماعت اخوان المسلمین سوريه

🔸 درک درست جماعت اخوان المسلمین وابسته به دريافت تفاوتهاي آن با ساير گروهها، تشکل ها، احزاب و جماعت هاي اسلامي است. اين تفاوت ها در ويژگي هاي بارز آن خود را نشان مي دهد. روشن است که برخي از اين ويژگي ها از وجوه اشتراک جماعت با برخي ديگر از گروه ها و جماعت هاي اسلامي است، ولي کلیت آن ويژگي اخوان را نشان ميدهد. چنان که در رسالة المؤتمر الخامس آمده، امام حسن البناء ويژگي هاي اين جماعت را چنین توضیح داده

است:

11. اخوان المسلمین دعوتي است سلفي؛ زيرا مردم را به بازگشت به اسلام و کتاب و سنت و روش صالحان امت فرا مي خواند. پیداست در برخي برداشتهاي خود با آنچه امروزه جريان سلفیه نامیده مي شود، تفاوت هايي دارد که نبايد مغفول بماند.

2. اخوان المسلمین دعوتي است سنّي؛ زيرا خود را ملزم به سنّت پیامبر 66در همة ابعاد به خصوص در عبادت و عقیده ميداند.

33. اخوان المسلمین دعوتي است صوفیانه؛ زيرا اساس خوبي ها را در وارستگي و طهارت نفس و پاکي دل و شرح صدر مي داند و بر پايداري بر عمل تأکید دارد و معتقد است نبايد به خلق طمع داشت، بلکه بايد همه چیز براي خدا باشد؛ ولي ناگفته پیداست و تاريخ هشتاد سالة اخوان نیز گواه بر اين است که نگاه اخوان به تصوف با شیوة خانقاهي و سنتي آن فرق دارد و آن بخش از تصوف را که با سنت پیامبر تعارضي ندارد و پیراسته از بدعتهاست، مي پذيرد و به کار ميبندد که در قرآن کريم و سنت به تزکیه و احسان معروف است.

44. اخوان المسلمین جرياني است سیاسي؛ زيرا خواهان اصلاح حکومت و تعديل نگرش به مسائل مربوط به امت و حفظ عزت و کرامت مردم و ارتباط بین المللي است.

55. اخوان المسلمین جرياني است ورزشي؛ زيرا به سلامت عمومي توجه دارد و بر اين است که مؤمنِ قوي، بهتر از مؤمن ضعیف است و خود را ملزم به فرمودة پیامبر ميداند: جسم شما بر شما حقي دارد و ميداند که مسئولیتها و تکالیف انجام نميشود، مگر با داشتن جسمي سالم و قوي و سرشار از ايمان و ذهني روشن و فهمي صحیح.

66. اخوان المسلمین پیوند دهندة علم و فرهنگ و روش فکري است؛ زيرا آموختن علم را فريضه هاي اسلامي ميداند، تا جايي که اگر علم در چین باشد، بايد در پي آن رفت و دولت اسلامي موظف به رشد دادن ايمان و علم در جامعه است.

77. اخوان المسلمین شرکتي است اقتصادي؛ زيرا نظرشان اين است که اسلام به مديريت مال و کار و کسب عنايت خاصي دارد و پیامبر فرموده است: چه نیک است مال پاک براي شخص پاک و هم فرموده است: هر کس شب از دسترنج خود بهره گیرد، گناهان او بخشیده است.

88. اخوان المسلمین نهادي است اجتماعي؛ زيرا براي پیشگیري و درمان و علاج دردهاي اجتماعي تلاش مي کند و برنامه دارد.

9. اخوان المسلمین نهادي است برنامه ريز؛ زيرا موارد ذيل را توصیه ميک ند:

یک. دوري از اختلاف و فتنه انگیزي؛

دو. پرهیز از هیمنة اعیان و اشراف و سیاستمداران بر جماعت؛

سه. پرهیز از هیمنة احزاب و گروههاي سیاسي بر جماعت؛

چهار. عنايت به سازندگي و تکوين شخصیتها و رعايت حرکت گام به گام و تدريجي در برنامه ها؛

پنج. عملگرايي و دوري از تبلیغات شعارگونه؛

شش. توجه شديد به اقبال جوانان و عنايت خاص به آنان؛

 هفت. توجه به سرعت گسترش جماعت در روستاها و شهرها و داشتن برنامه

🔹 عوامل گرايش اخوان سوريه به خشونت

🔸 فعالیت هاي اخوان در ابتدا، بر مدار راديکالیسم و انقلابيگري نبود و تنها در جنگ با اشغالگران صهیونیست در سال، 1948 هزاران فرد مسلح از اخوان مصر، سوريه و اردن راهي جبهه هاي نبرد شدند، اما نميتوان الگو و برداشتي واحد دربارة فعالیت هاي اخوان المسلمین در کشورهاي مختلف ارائه داد. اخوان المسلمین در مصر سعي کرد بقاي خود را حفظ کند و حتي در برخي مقاطع در فعالیتهاي پارلماني مشارکت کرد. اخوان در اردن تا حد زيادي چهارچوب سیاسي نظام پادشاهي را پذيرفت و سعي کرد در قدرت شرکت کند، اما در سوريه، اخوان المسلمین رويکرد تقابلي داشت و با رويکرد انقلابي و تهاجمي و حتي درگیري نظامي با دولت، براي ايجاد حکومت اسلامي تلاش کرده است. 

🔸 اعتدالگرايي و گرايش به سوي جامعه مدني و مشارکت سیاسي مسالمت آمیز و دوري از خشونت و رويارويي مسلحانه نیز براي نخستین بار از سوي اسلامگرايان مصري گرفته شد و به ساير مناطق جهان عرب گسترش يافت، اما اخوان المسلمین سوريه موضع راديکال تري داشت.

🔸 اخوان المسلمین سوريه پیش از کودتاي 1963حزب بعث در طول دهه هاي 1940و 19500در هیئت سیاسي و پارلماني سوريه فعالیت مسالمت آمیز داشت، اما پس از کودتاي ،1963 اسلامگرايان سوري به تدريج به اقدامات جمعي خشونت بار روی آوردند. چند عامل مهم در سوق دادن اسلامگرايان به سمت خشونت و تبديل اقدام جمعي مسالمت آمیز به خشونت بار تأثیرگذار بود:

11. سیاست هاي نیمه لائیک رژيم سیاسي جديد که مشروعیت خود را در تأکید بر ايدئولوژي سوسیالیسم عرب و تأکید بر جدايي میان دين و سیاست جستجو مي کرد که براي اسلامگرايان قابل قبول نبود.

2. انحلال همه احزاب سیاسي از سوي بعثيها و پايان دادن به حیات پارلماني در کشور؛

3. مخالفت با طرحهاي وحدتگرايانه و پان عربیسم جمال عبدالناصر پس از 1958؛

4. گسترش سیاست سرکوب و فشار علیه نیروهاي مخالف، به ويژه علیه اخوان المسلمین.

🔸 شکل اقدام جمعي اسلامگرايان سوري در پنج سال اولیه حکومت حافظ اسد، به دلايل زير، چندان ويژگي خشونت گرايانه نداشت:

أ‌. تداوم فقدان اقتدار سازماني و رهبري در جنبش اسلامي؛

 ب‌. ب. سیاستهاي وحدتگرايانه حافظ اسد براي تشکیل فدراسیون جماهیر عربي میان مصر، سوريه و لیبي که در مشارکت او در حمله به اسرائیل در اکتبر 1973 تجلي يافت؛

 ج. بهبود نسبي اوضاع اقتصادي سوريه آن هم بهدلیل کمکهاي سخاوتمندانه کشورهاي نفتخیز عرب.

🔸 اما در فاصله سالهاي 1976 تا 19822صحنه سیاسي سوريه شاهد گسترش اقدام جمعي خشونتبار اسلامگرايانه بود که ناشي از عوامل زير بود:

1. مداخله نظامي 19755 سوريه در لبنان که به دنبال آن نیروهاي گوناگون فلسطیني و لبناني، دمشق را به اتخاذ وضع ضد فلسطیني و بياعتنايي در قبال محاصره اردوگاه فلسطیني متهم کردند.

22. اتخاذ سیاست لائیک از سوي دولت بعث که در حذف اسلام به عنوان دين رسمي در قانون اساسي سوريه در 1976 تجلي يافت.

33. افزايش اقتدار سازماني در رهبري اسلامگرايان با انتخاب عدنان سعدالدين به عنوان رهبر اخوان المسلمین در 1976 و تشکیل جبهه اسلامي سوريه بر اثر ائتلاف نیروهاي مخالف اسلامي و چپ و ملي در 1980.

44. وخیم شدن اوضاع اقتصادي سوريه بر اثر گسترش هزينه هاي ناشي از حضور ارتش سوريه در لبنان، کاهش کمک هاي عربي به سوريه و به دنبال آن بسته شدن خطوط لوله نفت عراق به مديترانه در 1970 که سالانه 136میلیون دلار به سوريه زيان وارد مي کرد. 

🔸 سطح خشونت اقدام جمعي اسلامي در سوريه از سال 1983 به بعد در طول دهه19900 رو به کاهش گذاشته و جنبش اسلامي سوريه در مقايسه با اواخر دهه1970 و اوايل دهه 1980 تضعیف شده است. ديدگاههاي فعلي اخوان سوريه در قبال ايران و لبنان و فلسطین همانطور که بیان کرديم، ديدگاه هاي فعلي اخوان با گذشته بسیار تفاوت پیدا کرده است و اعتقاد به ايران و شیعه نیز از اين قاعده مستثنی نیست. رهبر امروز اخوان سوريه معتقد است که ايران و لبنان به دولت سوريه کمک مي کنند بنابراين با اين دو کشور بايد مخالفت کرد.

🔸 آقاي شوقي حداد در مصاحبه خود میگوید: اسامه حمدان گفت که من حضور داشتم که یوسف قرضاوي بیان کرد: کشته شدن يک سومِ مردم سوريه براي حاکمیت يافتن دوسوم جايز است. بعد که به او اعتراض شد، در توجیه نظر خود گفت: يک سوم، شهید شود تا دوسوم به حکومت برسند. مراد قرضاوي از کشته شدن يک سوم، کشته شدن علويان و شیعیان سوريه بود و حاکمیت دوسوم، حاکمیت اهل سنّت بود. وي گفت: قرضاوي اگر از اين فتوا دست برنمی دارد، لااقل بمب گذاري ها را محکوم کند، ولي از اين کار هم خودداري کرد. آقاي شوقي حداد در ادامه افزود: نزار نیوف، روزنامه نگار سوري، ميگفت: فردي می گفت در ابتدا به اپوزيسیون سوريه متمايل بودم، ولي از زماني که به چشم خود ديدم که يکي از عالمان اپوزيسیون به نام نزار نیف در سخنان خود در شهر درعا گفت: علويها کافرند و بايد کشته شوند و زنهاي آنها فاحشه هستند، خودم را از اينها جدا کردم. بعد از سخنان نزار نیوف مشاهده کرديم که در درعا از مردم همراه خواستند که به خانوادههاي ارتشي هاي بشار حمله کنند. آقاي شوقي حداد معتقد است که در مورد عقايد تکفیري، میان اخوان المسلمین سوريه و وهابیت تفاوتي وجود ندارد.

🔸 آقاي محمدعلي مهتدي، کارشناس خاورمیانه و پژوهشگر ارشد مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژيک خاورمیانه، در مصاحبهاي گفته است: آقاي برهان غلیون (آقای مهتدی معتقد است که برهان غلیون در رأس شورایی قرار دارد که در آن شورا اخوانی ها نیز حضور دارند و غلیون سخنگوی آن شوراست؛ پس دیدگاه اخوان با غلیون، در این مورد یکسان است) در گفتگوي خود با وال استريت ژورنال گفته بود که اگر ما (در جنگ با دولت سوريه) پیروز شويم، ارتباط با ايران و حزب الله و حماس را قطع مي کنیم ...

🔹 نتیجه

🔸 به علت وجود برخی شرایط سیاسی و اجتماعی، اخوان المسلمین سوریه که کمتر از ده درصد از مردم سوریه را همراه خود دارد، به سمت خشونت روی آورده و نام آن را جهاد نامیده است. این گروه با کمک برخی از گروههای افراطی در سوریه به تقابل با حکومت بشار اسد و ستیز با شیعه پرداخته است؛ اگرچه از نظر فکری تفاوت چندانی با اخوان المسلمین مصر ندارد.

منبع: پایگاه تخصصی نقد وهابیت (نویسنده: محمدجواد نیکدل)

منبع: گروه خبری تحلیلی تحولات جهان اسلام (حمید رضا کریمی)

.

طاها

http://newss.blog.ir

https://facebook.com/IslamicWorldNews.Fa2

https://instagram.com/islamicworldnews

https://telegram.me/IslamicWorldNews