اجزاي موزه طبقه دوم به دلیل نشت باران و عدم تعمیر و نگهداری خالی

اجزاي موزه طبقه دوم به دلیل نشت باران و عدم تعمیر و نگهداری خالی


اجزاي موزه معماران Coutant و Campos Costa مسئول این پروژه هستند. Edíficio do Mar شامل یک سالن نمایشگاه موقت ، سالن "Mar da Palha" ، یک رستوران و یک منطقه پذیرایی جدید برای بازدیدکنندگان است. در سالن "Mar da Palha" ، در Oceanário de Lisboa ، Valchromat® سیاه روی صحنه ، دیوارها و سقف اجرا شد. به گفته Oceanário de Lisboa ، سالن نمایش با ظرفیت 125 نفر "به عنوان یک پیشنهاد جدید برای لیسبون و" Parque das Nações "ارائه شده است که برای دریافت انواع مختلفی از رویدادها مانند کنفرانس ها و ارائه ها ایجاد شده است."

در دامنه کوه اقامتگاه Guniujiang ، روستای Qifeng از شهرستان Shitai ، شهر چیژو ، استان آنهویی قرار دارد. اولین بازدید ما از آنجا یک ساعت رانندگی در اطراف جاده های شیب دار و پرپیچ و خم کوهستانی طول کشید. در ورودی روستا دو درخت جینکو وجود داشت که گفته می شد بیش از 1000 سال قدمت داشتند و تنه های آنها آنقدر محکم بود که برای احاطه یک نفر حداقل به دو یا سه نفر نیاز بود.اجزاي موزه زمین های زراعی مسطح با محصول به بلندی یک مرد در مقابل روستا کشیده شده بود و خانه های کشاورزی با دیوارهای سفید و کاشی های سیاه در امتداد دامنه تپه. به نظر می رسید که روستای Qifeng به نخلستان های بامبو در کوه عقب نشینی کرده است.

در نگاه اول ، خانه های روستا زبری را ساده و کاربردی نشان دادند. برخلاف حیاط هویژو با چیدمان پیچیده و عمارت هایی با تزئینات ظریف ، خانه های روستا ساده با سقف های کاشی کاری شده سیاه رنگ و پنجره های مربع شکل نشان می دهد که حس زمان را آشکار می کند ، در حالی که لبه های فرش دار و دیوارهای شیروانی تنها عناصر تزئینی بودند. ساختمانهای ورودی روستا بیشتر برای مصارف عمومی مانند آسیابها ، اتاقهای نگهداری ابزار و خانه کمون بودند ، در حالی که خانههای روستاییان در اعماق کوه عقب نشینی می کردند.

خانه کمون دو طبقه زمانی محلی عمومی برای تیپ تولیدی روستای Qifeng بود. طبقه پایین برای ذخیره ابزار ، پردازش محصول و ذخیره مواد و طبقه بالا برای جلسات و استراحت بین شیفت های کاری استفاده می شد. امروزه با پژمرده شدن روستاها ، ابزارهای طبقه اول بیکار بودند و چند موتورسیکلت فضا را به یک پارکینگ موقت تبدیل کردند. علاوه بر این ، طبقه دوم به دلیل نشت باران و عدم تعمیر و نگهداری خالی از سکنه بود. با این حال ، ازاره های سنگی زیر ستون های چوبی هنوز از طریق شکاف بین اجساد انباشته دیده می شود و ما می توانیم کار ساده و ساده مورس و تنگ روی خرپای سقف را که می توان به عنوان شاهکارهای صنعتگران محلی در قدیم. منحنی های تنه درختان هنوز بر روی تیرها و چوب های چوبی دیده می شود ،اجزاي موزه و کارهای چوبی و چوبی ، هرچند ظاهراً تصادفی و بدون دکوراسیون بودند ، با رعایت اصول نجاری ساخته شده بودند و در حال حاضر عمدتا آسیب دیده و قابل استفاده هستند. پیش نویس های نجاری و شعارهای سیاسی نوشته شده با گچ و قلم مویی در سراسر تیرها ، ستون ها و دیوارها ، به عنوان سابقه ای از تاریخ روستا در خانه عمل می کرد.

به نظر می رسد چنین خانه ای برای روستاییان ارزش چندانی نداشته باشد ، اما برای معماران ، این درست مانند یک یشم بریده نشده است که بر روی آثار بزرگ حک شده است. روستاهای باستانی در استان آنهویی با چیدمان ، جاده ها و سیستم های زهکشی خود مطابق با زمین ها همیشه با طبیعت هماهنگ هستند. علاوه بر این ، مقیاس روستاها عمدتا فشرده به شیوه ای مناسب برای اشغال زمین های کشاورزی کمتر است. در چارچوب فلسفه ای که دارای ترس از طبیعت و خویشتن داری است ، بهترین راه حل برای تجدید روستا هرگز ساختن خانه های جدید بر روی خانه های قدیمی نیست ، چه برسد به اشغال بی نظم زمین. در عوض ، ما پیشنهاد بازسازی و تغییر متوسط ​​در خانه کمون حفظ شده را دادیم ، تا بتواند بار دیگر به زندگی مردم خدمت کند ، نه این که مانند یک مقاله قدیمی ، متروک و فراموش شود.

بر اساس این فرض ، خانه کمون آینده باید هم برای روستاییان و هم برای بازدیدکنندگان استفاده شود. برای ساکنان محلی ، این یک سالن عمومی است که می توانند در آنجا جمع شوند و روی یک فنجان چای صحبت کنند. برای بازدیدکنندگان خارجی ، این موزه می تواند تاریخ و ویژگی های روستای Qifeng را به نمایش بگذارد.

پس از بررسی در محل خانه ، وضعیت خانه را می توان به شرح زیر توصیف کرد: ساختار کلی چوب و نجاری سازه ای در شرایط خوبی بودند ، فقط چند تیر چوبی روی سطح پوسیده بود ، که می توان آنها را جلا داد یا تا حدی جایگزین کرد. به نازک کاری و نجاری غیر سازه ای (بیشتر درها و پنجره ها) به طور کلی تغییر شکل داده و باید به طور کامل جایگزین شوند. در دیوارهای بیرونی پر از آجر ، ملات خاک رس در اتصالات آجری به دلیل عدم تعمیر و نگهداری عمدتا جدا شده بود ، و تعداد زیادی از اتصالات آجری در معرض نیاز به اتصال و تقویت قرار داشتند.

در نتیجه ، استراتژی های نوسازی ما مطابق با اصول زیر انجام شد.

بر تقویت سازه و بازسازی دیوارهای بیرونی و سقف تمرکز کنید تا نشت هوا ، نشت باد و خطرات احتمالی سازه از بین برود.

 قبل از شروع کار بازسازی ، طراحان و صنعتگران وضعیت سازه و دیوارهای چوبی را بررسی کردند و در مورد روشهای بازسازی مهمترین قسمتها ، از جمله سقف ، قاب چوبی و دیوارهای خارجی تصمیم گرفتند. در پشت بام ، تنها یک لایه کاشی های سیاه کوچک برای ضد باران گذاشته شده بود ، جایی که نقاط نشت زیادی یافت می شد. در نتیجه ، سقف چوبی جدید و غشاهای ضد آب در زیر کاشی ها قرار داده می شود. در مورد ساختار اصلی ، ستون ها و اکثر تیرهای اصلی به خوبی محافظت شده اند ، فقط چند نقطه پوسیده و کپک زده باید پرداخت شود. بیشتر توری ها در نزدیکی کاشی ها پوسیده شده اند ، بنابراین همه آنها جایگزین می شوند. دهانه های اصلی روی دیوارها کوچک بودند ، از جمله برخی سوراخ های تهویه بزرگتر از یک آجر.

 در دیوارهای بیرونی آجری با نقاشی های خاکستری سفید ، که به رایج ترین روش در منطقه Huizhou ساخته شده است ، برخی از شکاف ها در سطح دیده می شود ، و اتصالات آجرهای زیر آن در حال خالی شدن ملات خالی بود. از آنجایی که اتصالات آجری با ضعف ساختاری بسیار مرتبط بودند ، ما با متخصصان سازه ای مشورت کردیم و پیشنهاد کردیم که مجدداً آجر کاری را برای یکپارچگی سازه بهتر انجام دهیم. دیوارهای بیرونی دقیقاً مانند یک یادداشت مینیاتوری تاریخ بودند ، با نقاشی های ساده سنتی ، شعارهای دوره بزرگ جهش به جلو ، و سنگ بلبرینگ درام شکل برای جلوگیری از تخریب در انقلاب فرهنگی در دیوارها چسبانده شده بود. برای حفظ همه اطلاعات ، نقاشی خاکستری از مناطق دارای "سوابق تاریخی" اجتناب کرد ، تا مردم بتوانند این اطلاعات را لایه به لایه از پوست ساختمان بخوانند.

برای کارکردهای متنوع تر و کارآیی بیشتر ، به فضای اصلی "تفریق" کنید.

 خانه اصلی کمون دارای دو طبقه بود که تمام دهانه ها را پوشش می داد و راه پله در دهانه ای در وسط قرار داشت. دهانه مجاور طاق دار ارتفاع خالص کمتر از 1.3 متر داشت و فضایی غیر قابل استفاده را تشکیل می داد.

بنابراین ما فضا را در آن بازه به فضایی دو ارتفاع تبدیل کردیم. بعلاوه ، در دهانه طرف مقابل خانه ، ما تغییرات بسیار مهمی انجام دادیم: دیوارهای دو طرف دهانه ، و همچنین دال کف طبقه 2 برداشته شد تا یک "خیابان" داخلی دو ارتفاع ایجاد شود. ، جایی که راه پله منتقل شد. به این ترتیب، فضای قبلا داخلی به یک خیابان عمومی تبدیل شد، بزرگ رابط بین سالن و بازدید کنندگان، و همچنین قادر ساختن مردم به یک مرور کلی از این نمایشگاه در 1 ST کف و رسیدن به فضای عمومی در طبقه 2 مستقیم علاوه بر این، 1 ST و 2 دومطبقه از طریق فضای دو ارتفاع به هم متصل می شوند و منظره ای را برای افراد داخل هر دو فضا ایجاد می کنند. این اقدامات باعث شده است که سالن نمایشگاه در طبقه اول و سالن روستاییان در طبقه دوم به طور جداگانه اداره شود و فضایی از "واحدهای دو کاره و چند منظوره" را ارائه دهد.

از مواد محلی استفاده کنید و روی بازیافت و پردازش تمرکز کنید. از کاشی های سیاه روی سقف گرفته تا کف چوبی ساده در طبقه دوم ، می توان مصالح با دوام را پیدا کرد و مجددا استفاده کرد. به عنوان مثال ، کاشی های سیاه مرتب شده و صفحات چوبی صیقلی می توانند هر دو مورد استفاده قرار گیرند و در عین حفظ بافت تاریخی ، مصالح ساختمانی را ذخیره کنند.

با این حال ، اجرای این استراتژی به ظاهر آسان اصلاً آسان نبود ، زیرا برچیدن هدفمند و انتخابی قطعات ساختمان از تخریب کل خانه دشوارتر بود. در پایان ، کار به لطف تلاش صنعتگران ، که بیشتر روستاییان محلی بودند ، انجام شد. آنها کاشی های سیاه را از پشت بام به طبقه دوم با سطل های گرد و غبار بردند ، آنها را مرتب کرده و سپس آنها را به صورت دسته جمعی به بیرون بردند تا مجدداً در سقف بازسازی شده مورد استفاده قرار گیرند. نوسازی دال کف در 2 دوم طبقه نیز کار سنگین بود. مردم مجبور بودند صفحات کف را با دقت برچیده و میخها را روی آنها بریزند ، و سپس آنها را در جای خشک و خنک نگهداری کنند. از آنجا که مساحت دوم طبقه کاهش یافته بود ، مقدار صفحات چوبی سفید هنوز می تواند تقاضا را برآورده کند.

تکنیک هایی را که صنعتگران محلی با آن آشنا بودند ، به کار بگیرید و استفاده از قطعات صنعتی ساختمان و روش های ساخت و ساز را به حداقل برسانید. دو دلیل برای این استراتژی وجود داشت.

ابتدا ، روستای Qifeng در منطقه کوهستانی دورافتاده ای قرار داشت که حمل و نقل آن ناکافی بود و سطح صنعتی شدن آن نسبتاً پایین بود. تکنیک های سنتی ، که صنعتگران محلی با آن آشنا بودند ، می توانند مشکلات ناشی از مشکل در خرید قطعات خاص ساختمان و عدم آشنایی صنعتگران با ساخت و سازهای صنعتی را حل کنند. همانطور که با صنعتگران بیشتر آشنا شدیم ، متوجه شدیم که کار آنها ، از جمله خواندن نقاشی ها ، همه با تجربه انجام شده است ، به این معنی که آنها به جای پیاده سازی همه چیز ، فقط با درک تقریبی نقشه ها ، به کارهای ساختمانی روی آورده اند. نقاشی ها بنابراین ، هر چیزی فراتر از تجربه آنها نمی تواند به سرعت تکمیل شود و نتیجه هرچقدر هم که نقاشی دقیق باشد ، آنطور که انتظار می رفت خوب نخواهد بود.

دوم ، این استراتژی این امکان را به صنعتگران محلی داد که بتوانند ساختمان را در مرحله بهره برداری و نگهداری به تنهایی تعمیر کنند. برخلاف عملکرد ساختمانهای شهری ، که توسط تولیدکنندگان و تکنسین های حرفه ای تسهیل می شد ، کار تعمیر و نگهداری در روستا بیشتر توسط مردم محلی انجام می شد. به عنوان مثال ، وسایل روشنایی در سالن نمایشگاه توسط یک تولید کننده تخصصی تهیه شده است ، و چندین قسمت در روند تحویل گم شده است. چندین روز طول کشید تا قسمتهای گمشده به شهر در دامنه کوه ارسال شوند و یک صنعتگر مجبور شد برای آوردن آنها از کوه به پایین رانندگی کند. با توجه به این نکته ، تمام درها ، پنجره ها و نورگیرها با ارسی پیچ دار طراحی شده و نصب شیشه ها به روش سنتی انجام می شد ، جایی که شیشه در قاب چوبی وارد می شد.

با این حال ، گفتن این استراتژی آسان تر از انجام آن بود. همیشه بین ایده آل طراحی و واقعیت تجربه و تکنیک های صنعتگران فاصله وجود داشت ، بنابراین چندین دور مذاکره و سازش متقابل اجتناب ناپذیر بود. علاوه بر این ، به عنوان معمار ، ما مجبور بودیم خود را از ترجیحات شخصی و شیوه های مرسوم که بسیار صنعتی بودند ، باز داریم.

خانه کمونی که ما بالاخره ارائه کردیم ، نتیجه تلاش و سازش مشتری ، صنعتگران محلی و معماران بود. برای تیم طراحی ما ، این پروژه کاملترین رویکرد "بی ساختمان" ما بود. اتمام پروژه هیچ نشانه ای از ساختمان جدید بر روی روستا باقی نگذاشته است ، اما چشم انداز ورودی روستا ، کوچه های اطراف خانه کمون و فضاهای داخلی و خارجی ساختمان ، همگی با مردم هماهنگ تر بودند. زندگی و روستا ، و بیشتر دوستانه با بازدیدکنندگان از خارج. برای غنی سازی مجموعه موزه تاریخی روستا ، روستاییان خود به خود حکاکی های چوبی و سنگی از بناهای قدیمی ، نسخه های خطی از تاریخ روستا و ابزار کشاورزی را از خانه های خود آوردند. آنها این مکان عمومی را به عنوان بخشی از خانه خود گرفته اند ،طبقه دوم برای یک فنجان چای به این ترتیب ، خانه کمون دوباره به مکانی پویا تبدیل شد و نقش خود را در خدمت به مردم احیا کرد.

این پروژه برخی تفکرات عمیق را در ما الهام بخشیده است. "معماری بدون معمار" در مناطق روستایی وضعیت خاصی را آشکار کرده است که برای معماران با طرز تفکر آموزش دیده بسیار سخت بود که واقعاً خود را در روستا "ریشه دار" کنند ، زیرا تجربه آموزش دیده او لزوماً آن چیزی نبود که در آنجا مورد نیاز بود. هدف ما از پروژه "ساختمان بدون ساختمان" برانگیختن بازتاب و بهبود "معماری بدون معمار" ساده در روستاها ، اجتناب از به کارگیری تجربیات شیوه های ما در شهرها به طور مستقیم در پروژه های روستایی ، به ویژه در نظر گرفتن پروژه ها به عنوان نمایشی از سبک های شخصی بود. به نظر ما ، مناسب ترین راه ساخت روستای امروزی باید به گونه ای باشد که باعث شود مردم بدون دخالت عمدی در فضا احساس آرامش کنند ، همانطور که توسط یک ضرب المثل معروف در Tao Te Ching توضیح داده شده است.توسط لائو تسو: "یک صدای عالی شنیده نمی شود و یک تصویر عالی بدون شکل است."