جرثقیل بی کفایتی مدیران دارخوین روی تاریخ نفت

جرثقیل بی کفایتی مدیران دارخوین روی تاریخ نفت

چرا بنای ثبت ملی روی سر ساکنانش ویران شد؟  

روزآروز. فاطمه علی اصغر

اهالی و مسوولان دارخوین جمع شده اند تا به این سوال پاسخ دهند چرا بنای تاریخی دارخوین تخریب شد؟


«خونه رو روی سرمون خراب کردین، بدبختمون کردین. من و سه تا بچه رو اسیر کردین.» زن بی تابانه این طرف و آن طرف می رود و شکوه می کند. شوهرش هم. حالا بیشتر اهالی، مسوولان و امام جمعه دارخوین اینجا جلوی بنای تاریخی تازه تخریب شده، جمع شده اند و هر کس مدرکی رو می کند که بگوید مقصر نیست. «اینجا واقع در عرصه و حریم مجموعه ثبتی تلمبه خانه دارخوین بوده. ما هم مجوز تخریب ندادیم. شهردار هم در جریان بود.» عبداله آلبوخنفر،رییس میراث فرهنگی دارخوین می گوید و معترضانه ورقه ای از سال 92 را نشان می دهد که میراث فرهنگی مخالف تخریب این بنا بوده. «اینجا ملک وزارت نفت است، با چه مجوزی اینجا را آقای شهردار ویران کرده؟» ملکی، ناظر و مسوول پروژه موزه دارخوین وزارت نفت سرگشته تر از معترضان قبلی، سوال آخر را می پرسد. همه بر می گردند سمت مکی شمخانی، شهردار دارخوین که مجوز را داده و اقدام به تخریب بنا کرده. شهردار اما پوزخند می زند و تمسخرآمیز می گوید:«من با خبرنگاران حرف نمی زنم.» یونس شاوردی، رییس شورای شهر دارخوین، عصبانی تر از بقیه است و خون به زیر پوستش جهیده:«اینجا را با مجوز سپاه تخریب کردیم.» از او می خواهیم مجوز را نشان دهد:«من مجوز نشان کسی نمی دهم. بروید از سپاه بپرسید. میراث فرهنگی هم برای من مهم نیست. اینجا افتاده بود وسط جاده. چندین تصادف شده برای همین هم ما اینجا را خراب کردیم. به کسی هم مجبور نیستیم پاسخ دهیم.» در نهایت، رییس سپاه دارخوین می آید:«ما هیچ مجوزی ندادیم.»

جرقه این اتفاق، هفت، هشت روز پیش زده شد. زمانی که خبر آمد سینمای دارخوین تخریب شده. اداره میراث فرهنگی خوزستان هم پاسخگو نبود و همچنان این خبرهای ضد و نقیض ادامه داشت. به همین دلیل، برای پیگیری ماجرا راهی دارخوین شدیم.

دارخوین خسته

تلمبه خانه دارخوین حدود صد سال پیش بنا شده و دردلش یادمانی از حضور انگلیسی ها، ملی شدن صنعت نفت و حصر آبادان و .. دارد

یک لحظه همین جا اهالی دارخوین و مدیرانش را جلوی بنای تخریب شده رها می کنیم و به گذشته های دور می رویم. دارخوین از اول نه شهر بود؛ نه روستایی پر آوازه. روستایی کوچک بود در حاشیه کارون. 25 کیلومتری مرز ایران و عراق. روایت است که اینجا دار (خانه) خوین (دو برادر) بوده. درست یا غلطش را کمتر کسی می داند. دارخوین اما شهره است به تلمبه خانه اش. تاسیساتی که انگلیسی ها سال 1920 بین اهواز و آبادان زدند تا نفت را پمپاژ کنند. آن ها بناهایی را با آجرها و تاسیساتی که با خود از آن سر دنیا آورده بودند، ساختند. بناهایی که آنقدر برایشان مقدس بود که چون کلیساهایشان ساختند با پنجره های بلند بالا. انگلیسی ها آمده بودند که بمانند، پس برای هر چه ساختند، سنگ تمام گذاشتند. آن ها برای خودشان دو سینمای رو باز و بسته، کارخانه یخ سازی ساختند و برای کارکنانشان، خانه ها بنا کردند. اهالی روستاهای اطراف هم به کار گرفتند. کم کم دارخوین شهره شد نه تنها میان روستایی ها بلکه خارجی ها هم. تا روزگار چرخید و چرخید و چه ها بر دارخوین نگذشت. مصدق آمد. نفت ملی شد. انگلیسی ها رفتند. عده ای دیگر آمدند. نفت به جوش و خروشش ادامه داد تا نبض اقتصاد ایران بزند. زمان جنگ ایران و عراق فرا رسید. زمان حصر آبادان، دارخوین خط مقدم جبهه جنگ شد و بعد از شکست حصر، همچنان منطقه تدارکات عملیات ماند. هنوز دست نوشته های سربازها روی دیوارها به جای مانده، دلتنگی هایشان، قرارهای عملیاتشان، برنامه غذایی و ... دارخوین به خود خون ها دیده است و دردها کشیده. حالا صد سال که از آن روزها گذشته. مسوولان وزارت نفت به دنبال پروژه موزه های صنعت نفت؛ نشانه ها، نمادها و تاریخ این شهر را در فهرست آثار ملی ایران جای دادند. این اقدام در دل های مردم شهر محروم دارخوین که تا همین دو ماه پیش یک درمانگاه نداشتند و هنوز هم بسیاری از بخش های برق ندارد و کمترین امکانات زندگی شهری را دارند؛ نور امیدی دمید. امید اینکه این بناها مرمت شود، موزه شود و گردشگری دارخوین که در نزدیکی تالاب بین المللی شادگان هم قرار دارد؛ مجموعه ای گردشگری شود و رونق بگیرد تا شاید این همه جوانانش بیکار نباشند و غم نان نداشته باشند. با این همه ده روز پیش شهردار با تخریب بخشی از تلمبه خانه این رویای شیرین را بر هم زد.

 کالبدشکافی تخریب دارخوین

عکس منتشر شده از تخریب این بنای تاریخی در دارخوین


اتفاقی که در دارخوین افتاده از این نظر مهم است که نشان از مدیریت بسیاری از شهرهای ایران دارد و بسیاری از تخریب بناهای تاریخی. این ماجرا را دوباره با هم مرور می کنیم:«یک بنای تاریخی که در حریم مجموعه ثبتی تلمبه خانه دارخوین است، تخریب شده ( البته یادمان نرود به اشتباه، پیشتر خبری منتشر شده بود که سینمای دارخوین تخریب شده؛ هر چند که سینمایش هم وضعیت اسفناکی دارد و راهی تا ویرانی ندارد.) اما این بنای تخریب شده چه بوده؟ این بنا تعمیرگاه تلمبه خانه دارخوین است که به مرور زمان با کشیدن جاده آسفالته از بنای اصلی جدا شده. مالک این بنا وزارت نفت است. بهره بردار این بنا سپاه دارخوین است. ساکنان این بنا خانواده چهار نفره ای هستند که از دار دنیا هیچ ندارند. شوهر بیکار است. زن بیکار است با سه تا بچه. آن ها با اجازه بسیج، نزدیک چندین سال است که در این خانه ساکن شدند.

شهدار شهر که معلم ورزش بوده و تازه دو ماه هم نیست به این سمت رسیده، اقدام به تخریب این بنا کرده است. او حاضر به پاسخ گویی به رسانه ها درباره چرایی این اقدام نمی شود. شاوردی، شورای شهر دارخوین از اصلی ترین مسببان این اتفاق اما از آن دفاع می کند:«اینجا اصلا ثبت میراث فرهنگی نبوده. ما استعلام کردیم جوابی به ما ندادند. بنابراین ما اقدام به تخریب این بنا کردیم چون بارها تصادف اینجا رخ داده بود و چندین کشته داشته و من خودم را ملزم می دانم که جلوی این حوادث را بگیرم.»

این اقدام در روز جمعه اتفاق افتاده در حالی که همان خانواده پنج نفره داخل خانه بودند. هر چند که حرف اعضای این خانواده را شاوردی نمی پذیرد:«هیچ کس داخل خانه نبوده و گرنه ما خانه را خراب نمی کردیم. این ها همه دروغ می گویند. تازه مجوز را ما از سپاه گرفتیم.»

رییس سپاه دارخوین اما می گوید که ما مجوز ندادیم. می خواهیم که مجوز را بیاورد. شاوردی می گوید که این مجوز شفاهی بوده.در حالی که رییس سپاه همانجا ایستاده است.

چرا از وزارت نفت که مالک بناست مجوز نگرفتید؟ باز تکرار می کند که ما از سپاه مجوز گرفتیم.

مسوول میراث فرهنگی هم می گوید که از ما سال 92 برای تخریب این بنای تاریخی استعلام کردند که ما اعلام کردیم که حق ندارید این بنا را تخریب کنید و دیگر استعلامی از ما صورت نگرفته. او درباره چگونگی انتشار خبر تخریب سینما به جای تخریب تعمیرگاه پاسخی نمی دهد.

بنابراین به اهواز می رویم و از مرجان شوشتری، معاون میراث فرهنگی خوزستان درباره این اتفاق می پرسیم؛ در حالی که هنوز خبر اشتباه تخریب سینما دارخوین روی سایت هاست. چرا شما پاسخگو به رسانه ها نبودید که این خبر اشتباه منتشر شود؟ « من مدام در جلسه هستم و وقت نمی کنم به رسانه ها پاسخ دهم. تازه بعضی وقت ها ناهارم یادم می رود بخورم.»

از او می پرسیم که چرا رییس میراث فرهنگی دارخوین از بنای تخریب شده گزارش به موقع و صحیحی نداد، پاسخ می دهد که ریس میراث دارخوین که کارشناس نیست. مسوول یگان حفاظت دارخوین بوده برای او حکم زدیم چون ما نیرو نداریم. بنابراین باید خودمان کارشناس از اهواز بفرستیم.

چرا نفرستادید؟ «فرستادیم.»

چه موقع؟ «دقیق نمی دانم. فکر می کنم که پنج روز از ماجرا گذشته بوده.»

شوشتری می گوید که خوزستان بیش از سه هزار بنای ثبتی دارد با وجود سه اثر ثبت جهانی اما ما اینجا اعتبار نداریم. نیرو نداریم. هیچ کاری از دستمان بر نمی آید.

خسرو نشان، رییس اداره میراث فرهنگی خوزستان هم در جلسه پرسش و پاسخ ما حضور دارد و حرف های معاونش را تایید می کند: ما از مسببان این تخریب شکایت می کنیم و او باید دوباره بنا را به شکل اول بازسازی کند.»

باید دید که در روزهای آتی با وجود موج تخریب های خوزستان آیا او همچنان بر جایگاه مدیریت خود باقی می ماند که بخواهد پیگیر ماجرا باشد یا نه. آیا مسببان این ماجرا به دادگاه کشیده می شوند؟ آیا مسوولان شهر دارخوین به خودشان آمده و برای صیانت از تاریخ و هویت و رونق گردشگری این شهر رویکرد خود را تغییر می دهند؟ زمان تنها پاسخگوی صادق ماست.