دشمن انسان، طبیعت و زمین: ترامپ کمکم جلد میاندازد تا همه او را بهتر بشناسند
عرفان خسروی | منتشرشده در شماره ۱۹۴، ۲۵ آذر ۱۳۹۶، دانستنیهاآن روزها بیشتر نگرانیهای اهل علم دربارهی سیاستهای ترامپ به سه موضوع محدود بود: سیاستهای زیستمحیطی او و خصوصا مسئلهی خروج ایالاتمتحده از پیمان اقلیمی پاریس، نگرانی بابت سیاستهای فضایی ترامپ و نگرانی بابت عقاید ضدبهداشتی ترامپ دربارهی آنچه او مضرات مایهکوبی سهگانه میداند. طی نه ماه اخیر، دیدیم که برخی از این کابوسها تعبیر نزدیکتری دارند و برخی شاید هرگز عملیاتی نشوند. اواسط تابستان امسال بود که آمریکا به سازمان ملل اعلام کرد از پیمان اقلیمی پاریس خارج شده و به دنبال توافق دیگری است که در آن منافع آمریکا (استخراج و استفاده از سوختهای فسیلی، حتی زغالسنگ) محترم شمرده شود.
یادداشت من نیز به نگرانیهایی از این دست اشاره داشت ولی حدس من دربارهی سیاستهای ضدعلمی ترامپ به جنبهی دیگری نیز میپرداخت: دشمنی ترامپ و اعوان و انصارش با طبیعت و تاریخ طبیعی.
نظر من این بود که خطر اصلی ترامپ در حوزهی علوم، ناشی از فناوریزدگی او و نفهمیدن علوم طبیعی است. از این رو تصور میکردم آسیب ترامپ برای حوزههایی از علم که با فناوری آمیختهاند، آنقدر جدی نیست که او برای طبیعت شمشیر را از رو بسته است. پیشبینی نوروزی من این بود که زهر این اژدها زمین را مسموم خواهد کرد؛ البته اگر بتواند چشمهای نگرانی را که بشریت به طبیعت گشوده از کاسه بیرون آورد؛ این چشمهای طبیعتبین که آماج تیرهای زهرآگین خواهند بود، همان علوم طبیعیاند و دشمنان زمین برای شکست طبیعت باید به این چشم اسفندیار بشریت زخم بزنند.
در حقیقت ترامپ نمایندهی تفکری است که انسان را به لطف فناوری و قدرتی که از فناوری کسب میکند، صاحب همهچیز میداند. ترامپ اکنون رئیسجمهوری ایالاتمتحدهی آمریکاست و آمریکا عصاره و چکیدهی تمام قدرتهای مادی بشر خاکی است. بارها و بارها به ما ثابت شده در این نبرد، یک سو ایالاتمتحدهی آمریکا ایستاده و سوی دیگر زمین و مردمانی که میخواهند با دنیای خود در صلح بزیند. بنابراین اگر پیش از این تصور میکردیم صاحبان فناوری به واسطهی قدرتی که دارند، بر طبیعت و مردمان و زمین سروری دارند، باید دربارهی محل نزاع خود تجدیدنظر جدی کنیم: یا جبهه را اشتباهی برگزیدهایم یا تصوری که از رابطهی کاملا دوستانهی علوم محض با فناوری داریم، اشتباه است.
اگر خروج آمریکا از پیمان اقلیمی پاریس کافی نبود که مرز میان دوستان و دشمنان را تشخیص دهیم، شاید خبر دیگری که تقریبا دو هفته پیش از انتشار این یادداشت رسانهای شد (و تعبیر کوچکی بود برای «کابوس شب عید» من)، به اندازهی کافی روشنگر باشد: ترامپ دستور داده محدودهی حفاظتشدهی دو اثر طبیعی ملی در ایالت یوتا محدود و کوچک شوند. یکی از این دو منطقهی حفاظتشده، محدودهای است موسوم به «Bears Ears» به وسعت یک میلیون و سیصدهزار جریب که قرار است ۸۵درصد آن از حفاظت خارج شود و منطقهی دیگر، محدودهای است موسوم به «Grand Staircase-Escalante» به وسعت یکمیلیونونهصدهزار جریب که قرار است نیمی از آن از حفاظت خارج شود.
خروج این مناطق از حالت حفاظتشده با نیات اقتصادی همراه است و باعث نابودی کامل این آثار طبیعی خواهد شد. سرخپوستها و گروههای هوادار طبیعت از این تصمیم خشمگین شدهاند، ولی ارباب صنایع، شرکتهای معدنی و حتی کشاورزان و گلهداران از این که میتوانند وارد این مناطق شوند، خوشحال و راضیاند. ترامپ مثل همیشه نعل وارونه زده و گفته: «برخی فکر میکنند اختیار منابع طبیعی یوتا باید در دست چند نفر اشخاص اداری بیربط در واشنگتن باشد ... پیش از من از قانون سوءاستفاده میشد و با لوایحی از حفاری، معدنکاوی، چرای گلهها، جادهسازی و فعالیتهای دیگر جلوگیری میکردند.»
توجیه ترامپ برای تخریب محیطزیست و دستاندازی سرمایهداران به طبیعت آشنا نیست؟ شاید باشد، ولی همین یک خبر کافی است تا بدانیم ترامپ و همفکران او نه تنها دشمن صلح و آسایش مردمان بقیهی کشورها هستند، بلکه منافع درازمدت ایالاتمتحده را نیز در معرض خطر قرار دادهاند.
شاید درک وخامت چنین خبری برای کسانی که عادت دارند از توجه و نگرانی به سرزمینهای دور بنالند و شکایت کنند، امکانپذیر نباشد، اما اگر نعلهای وارونهای که دشمن نوظهور زمین انسانها در ایالات متحده میکوبد، در گوش شما هم زنگی میزند، بیشک متوجه خواهید شد که ترامپ در سراسر جهان دوستان و همراهانی دارد که خیالی جز دوشیدن آخرین قطرههای زندگی از رگهای زمین ندارند.
در برابر ترامپ و تفکر مهلک او و دوستانش نیز، همهی زمین و مردمان صلحطلب آن ایستادهاند و از هزاران چشمی که در جبهههای این نبرد باید به دیدهبانی گماشت، چشم طبیعتنگرانی است که از زمین و علوم طبیعی، سودای کسب سود در سر ندارند.

این هنوز از نتایج سحر است