درباره چرخ و محور آن
عرفان خسروی | منتشرشده در کانال پالئوگرامبیستم آبان، سالگرد آخرین قسمت مجموعه تلویزیونی چرخ، به تهیهکنندگی و اجرای سیاوش صفاریانپور بود. مجموعهای که پاییز سال ۹۴ آغاز شد و یک سال بعد که مخاطبها این برنامه را شناخته بودند و از آن استقبال شدهبود، به مثابه نهال به ثمر رسیدهای از دست باغبان گرفتندش تا تحویل کارگری دهند که با زمین بیگانه است.
تا وقتی که سیاوش محور برنامه چرخ بود، به درایت و سلیقهای که در او میشناسم، تعادل و تنوعی در موضوعات علمی این برنامه برقرار بود. علوم پایه و علوم کاربردی، مسائل علمی روز و پیشرفتهای فناوری، بحثهای از پیش طراحیشده در کنار بداهههای هیجانانگیز و سبکهای جدید دیگر ارائه مطالب علمی، همه در چرخ مطرح میشدند. ارتباط نزدیک و دوستانه سیاوش با تقریبا همه کسانی که در ایران دغدغه ترویج علم دارند، عامل مهمی بود که میانهروی و جامعیت چرخ را تضمین میکرد. سلیقهای نیز که سیاوش برای چرخاندن چرخ داشت، مطلوب اغلب این دوستان بود.

یکی از بهترین خاطرههای ترویج علمی زندگیام در برنامه چرخ و به لطف سیاوش صفاریانپور رقم خورد که طی چهار هفته پیاپی در آبان و آذر ۹۴ در کنار دکتر مجید میرزایی و دکتر شاهین زمان میهمان چرخ بودم و درباره دیرینهشناسی صحبت کردیم. میتوانید هر چهار قسمت را در یوتیوب ببینید. بعد از این چهار برنامه دفعات دیگری هم میهمان چرخ شدم و موضوع صحبت باز هم پیرامون دیرینهشناسی یا جانورشناسی بود؛ اما آن چهار برنامه پیاپی آغازین مجموعهای بود با هویت یگانه و خط سیری روایی ملهم از برنامهریزی سیاوش که در نقطه مشخصی آغاز میشد، پس از طی مسیری به نقطه عطف میرسید و سرانجام، پایانی نتیجهبخش میپذیرفت.
پایانبخش این دنباله دیرینهشناختی مستندی بود ده دقیقهای که برای ساخت آن همراه سیاوش و مجید و نیما به معدنی متروک در البرز سفر کردیم و آن روز از مجید و سیاوش بسیار آموختم. این مستند کوتاه را هم میتوانید در کانال پالئوگرام ببینید و هم در یوتیوب.
تدوین: منصور نیکخواه
با حضور مجید میرزایی عطاآبادی و عرفان خسروی
سیاوش هنرمندی خوشسلیقه و کارآزموده و همهفنحریف است، اما از همه مهمتر آدم صبوری است؛ چنانکه همه هنرهایش را به کار گرفت تا از چوب خشکی مثل من، بازی بگیرد، ولی بیهنری بیحد من باعث شد تا نتیجه ده-دوازدهباری که طبق نظمی مشخص، جملههایی را میگفتم و سنگهایی را برمیداشتم و به سویی دیگر نگاه میکردم و چکش را میانداختم و گفتنیها را به پایانمیبردم، مطلوب درنیاید. من سعی میکردم، ولی هربار جایی از کارم میلنگید، باری بیش از حد شل حرف میزدم، بار دیگر لحنم سریع و تند میشد، حمله دیگر سایهای از زبان تاریخی بر فام گفتههایم میافتاد و دفعه بعد، همه چیز خوب بود جز تپقی که بههرحال آمدنی بود. سرانجام سیاوش آخرین حربهاش را برای یاددادن چیزی که بلد نبودم، به کار بست و گفت: فکر کن اگر دیوید اتنبورو بود و میخواست این را بگوید، چه میگفت؛ بعد خودش اتنبورو شد، رفت و روی صخره نشست و جملههایی را که میخواستم بگویم، آنطور گفت که باید. این دفعه فهمیدم، رفتم، گفتم، گرفتیم و شد.


من این فرصت را داشتم که از نزدیک شاهد تلاش سیاوش و همکارانش برای تهیه این برنامه باشم. سیاوش همان کاری را انجام میداد که فکر میکرد درست است. اما حس من و حدس من از این تجربهها چنین بود که فشارهایی از بیرون برنامه در پی تغییر برخی جزئیات بودند. این البته حدسی است که پس از تحویل چرخ به گروه بعدی، نشانههای آشکاری برای درستی آن پیدا شد.

برنامهای که از پارسال با نام و نمایی عاریتی از دسترنج سیاوش در شبکه چهار پخش میشود، بازتابی است از رویکرد استانده و رسمی و مصادره به مطلوبی که در کشور ما به علم وجود دارد. نه میهمانها و نه میزبانهای چرخ مروج علم نیستند. در مجموعه جدید کمتر خبری از هیجان دانستن و ادراک مفاهیم علمی است و بیشتر خبرها حول گزارش دستاوردها و تحلیل سیاستها میچرخد. موضوعاتی که طی سال اخیر دغدغه این برنامه بوده، اولویتهای سوقالجیشی و راهبردی کشور است و حوزههایی مثل علوم پایه که به صورت روشمند از سوی «معاونت علم و فناوری» ریاست جمهوری در محاق علوم کاربردی محوشدهاند، از چرخ هم حذف شدهاند.
یکی دو بار هم که گوشه نگاه دستاندرکاران نورسیده و ناآشنای چرخ به حواشی «علوم پایه» افتاد (مثلا چهارشنبه، نهم خرداد ۹۶ که دکتر رضا ندرلو به چرخ دعوت شد تا درباره «زیستشناسی» صحبت کند) تفاوتهای بنیادی میان عقاید میزبان و دیدگاه میهمان چنان عمیق بود که گفتگو به جدل کشید. مجری نوپای چرخ که مثل قاطبه مجریهای صدا و سیما، گویی تمام عمر مشغول تمرین صداسازی و آرایش چهره و موهای خود بوده و فرصتی برای مطالعه نداشته، قادر به تعامل با میهمان نیست، باعث پریشانی او میشود و وقتی در برابر آبشار خروشان حرفهای رضا ندرلو قرار میگیرد، تا مدتی اصلا متوجه حرفهای او نیست. پرده بعدی وقتی وخیمتر میشود که مجری ناگهان میفهمد میهمانش منتقد سیاستهای کنونی کشور در حوزه پژوهش است، اولویت و اهمیتی برای فناوری قائل نیست، نگاه مسئلهمحور را برنمیتابد و معتقد است پژوهش باید بیدغدغه کاربردگرایی باشد. اینجاست که مجری یاد مأموریتهای برنامه میافتد و میکوشد مواضع ندرلو را به چالش بکشد؛ هرچند درنهایت کممیآورد و نبردی که نشانه نادانی مجری بود، مغلوبه میشود.
دکتر رضا ندرلو درباره زیستشناسی و چرایی آن صحبت میکند. در دقیقه یازده، ندرلو از افراط در کاربردگرایی که زیستشناسی محض را تحتالشعاع قرارداده انتقاد میکند و مجری میپرسد «شما مشکلی دارید با این قضیه»؟
دریغم میآید که دکتر رضا ندرلو میهمان چرخ بیمحوری شد که هویت اصلیاش را از دست داده؛ اگر سیاوش در برابر ندرلو مینشست، این گفتگو بیشک تأثیرگزارتر از این میشد که هست و حرفهای دانشمندی که حوصلهاش از کوبش طبل مسئلهمحوری و کاربردگرایی سررفته، ابتر و پادرهوا نمیماند.