ردپای ۲۰۰ میلیون ساله شکارچی غول‌آسای آفریقایی چرا مهم است؟

ردپای ۲۰۰ میلیون ساله شکارچی غول‌آسای آفریقایی چرا مهم است؟

عرفان خسروی | منتشرشده در کانال پالئوگرام

یکی از تازه‌ترین خبرهایی که دنیای دیرینه‌شناسی را شگفت‌زده کرده، کشف ردپایی سه‌انگشتی و پرنده‌مانند به قدمت دویست میلیون سال در دره روما در لسوتو است. ردپاهای سه‌انگشتی و پرنده‌مانند، متعلق‌اند به تباری از دایناسورها به نام تروپودها (Theropoda) که عمدتا شکارچی و گوشتخوار بودند. از اندازه ردپاهای نویافته لسوتو می‌توان تخمین زد تروپودی که چنین ردپایی به‌جاگذاشته، باید حدود نُه متر طول داشته باشد.

فابین نول (Fabien Knoll) پژوهشگر ارشد افتخاری دانشگاه منچستر در کنار ردپاهای بزرگ ۲۰۰ میلیون ساله لسوتو

نه کشف ردپاهای سه‌انگشتی از تروپودها رویداد بدیعی است، نه کشف سنگواره‌های ۲۰۰ میلیون ساله در لسوتو بی‌سابقه است، نه دایناسورهای گوشتخوار نُه متری نادر و استثنائی بوده‌اند. هر ماه چند مورد ردپای جدید از دایناسورها در گوشه و کنار جهان کشف می‌شود و خبرش هرگز فاتح عنوان‌های درشت رسانه‌ای نمی‌شود؛ پس چرا این‌یکی این‌قدر مهم بود که ظرف دو سه روز همه‌جا بازتاب یافت و حتی (مثل همیشه با اشتباهات فراوان علمی) به رسانه‌های ایرانی هم رسید؟

صاحب این ردپا تروپودی با طول نُه متر و قدی قریب سه متر بوده که اگر قرین انسانی میان‌قامه قرارمی‌گرفت، می‌توانست انسان بخت‌برگشته را در دو لقمه ببلعد و همچنان خواستار لقمه‌های بعدی باشد. خوشبختانه چنین مقارنه‌ای هرگز رخ نداده؛ چون وقتی این تروپود در آفریقا جولان می‌داد، دست‌کم ۱۹۵ میلیون سال تا تکامل نخستین نیاکان دوپای انسان در همان قاره باقی بود. نیاکان انسان در آن دوران گرچه به بچه‌های خود شیر می‌دادند، اما هنوز تخم می‌گذاشتند؛ شبیه موش‌های کیسه‌دار بودند؛ صرفا از حشرات تغذیه می‌کردند و سعی می‌کردند شب‌ها به کسب رزق و روزی بپردازند تا مزاحم اوقات شریف دایناسورهایی نشوند که عمدتا طی روز مشغول کسب و کارند

برای این‌که اهمیت این سنگواره را متوجه شویم، بد نیست مختصری درباره پیشینه دایناسورها بدانیم تا معلوم شود این ردپای قدیمی اما تازه از غبار راه رسیده، کدام تصورات سابق ما را نقش بر آب کرده است.

تقریبا از اوایل دوران مزوزوئیک، یعنی ۲۵۰ میلیون سال پیش، خزندگانی تکامل یافته بودند که نرخ سوخت و ساز بدنشان کمی بیشتر از سایر خزندگان بود؛ دیواره میان دو بطن قلبشان کامل شده و گردش خون ششی و عمومی‌شان کاملا مجزا شده بود، از باقی خزندگان فرزتر و چالاک‌تر بودند؛ گاهی روی دوپای عقب می‌دویدند و جثه‌هایی یکی-دو متری داشتند. به این گروه از خزندگان آرکوسورها (Archosauria) می‌گوییم. از این خزندگان، سه گروه مهم و بزرگ تکامل یافتند. تمساح‌ها یکی از این سه گروه بودند که گرچه اجدادی تیزتک داشتند، برای این‌که بتوانند بیشتر زیر آب مخفی شوند، دوباره به سوخت‌وسازی کندتر متمایل شدند.

روابط خویشاوندی و تکامل صفات مختلف در انواع آرکوسورها
منبع: درس‌نامه تاریخ طبیعی دایناسورها، تامس هولتز، دانشگاه مری‌لند، goo.gl/dws6ZP

دو گروه دیگر گردن‌هایی درازتر از تمساح‌ها و بدن‌هایی کمابیش پوشیده از رشته‌های مو یا پرمانند داشتند. به دلایل مختلفی حدس می‌زنیم دست‌کم نیای مشترک این دو گروه کاملا خون‌گرم بوده است. یکی به خاطر همان پوشش کرکی که بدنشان را گرم می‌کرد؛ دیگر به خاطر مغزهای بزرگی که انرژی بیشتری برای سوخت و ساز می‌طلبند و نیز به خاطر مسیری که این دو گروه طی تکامل برگزیدند. در یکی از این دو گروه دست‌ها و انگشت چهارم دست دراز شدند و پرده‌ای پوستی میان این دست و انگشت دراز و پهلوها و شانه‌ها و پاها کشیده شد؛ به‌این ترتیب دست‌ها تبدیل به بال‌هایی پوستی شدند. نام تبار این خزندگان مودار و پروازگر را تروسورها (Pterosauria) گذاشته‌ایم. آن یکی گروه، به جای رشته‌های مو، کرک‌های منشعبی روی پوستشان درآوردند و تبدیل به دوندگان دوپای کوچکی شدند که پاهای کمابیش شبیه پای پرندگان امروزی داشتند. با این تفاوت که پای [اغلب] پرندگان امروزی فقط چهار انگشت دارد (معمولا سه‌تا به پیش و یکی به پس) ولی پای این خزندگان کرک‌دار دوپا، در آغاز پنج‌انگشتی بود. نام این تبار اخیر را دایناسورها (Dinosauria) گذاشته‌ایم.

روابط خویشاوندی و صفات دایناسورها؛ در این فرضیه سوروپودومورف‌ها و تروپودها به هم نزدیک‌ترند
منبع: درس‌نامه تاریخ طبیعی دایناسورها، تامس هولتز، دانشگاه مری‌لند، goo.gl/dws6ZP

از نیای مشترک دایناسورها که موجودی یکی-دو متری و دو پا بود، سه تبار مختلف تکامل یافتند. سوروپودومورف‌ها که انواع اولیه آن‌ها شکارچی بودند ولی خیلی زود به گیاه‌خواری روی آوردند، وزن اضافه‌کردند و پس از مدتی ساختار مچ دست‌هایشان طوری تغییر کرد که بتوانند روی چهار دست و پا حرکت کنند و به دایناسورهای غول‌آسای گردن‌دراز تبدیل شدند؛ تروپودها که اغلب گوشتخوار بودند و همه انواع آن‌ها دوپا باقی ماندند (ولی چندین گروه مختلف آن‌ها بعدها به گیاه‌خواری روی آوردند) و اورنی‌تیسکین‌ها که کمابیش گیاه‌خوار بودند و دوپا و برخی گروه‌هایشان سنگین‌وزن و غول‌آسا شدند و سه گروه مختلف از آن‌ها [جدا از یکدیگر] به حالت چهارپا تکامل یافتند. رابطه خویشاوندی دقیق میان این سه گروه اکنون مورد تردیدهای تازه قرار گرفته؛ گرچه عمدتا تصور می‌شود تروپودها و سوروپودومورف‌ها خویشاوندی نزدیک‌تری با هم دارند.

روابط خویشاوندی و صفات دایناسورها؛ در این فرضیه اورنی‌تیسکین‌ها و تروپودها به هم نزدیک‌ترند
منبع: درس‌نامه تاریخ طبیعی دایناسورها، تامس هولتز، دانشگاه مری‌لند، goo.gl/dws6ZP

علت شباهت ردپای دایناسورهای تروپود به پرندگان این‌جاست که پرنده‌های امروزی نیز تروپود هستند؛ یعنی از نسل همان تروپودهای شکارچی دوران مزوزوئیک تکامل‌یافته و ساختار پاهای چهارانگشتی (و ردپاهای سه‌انگشتی آن‌ها)، از ویژگی‌هایی است که در نخستین تروپودها تکامل یافته است. شباهت پای پرندگان امروز با تروپودهای قدیمی‌تر در حدی است که وقتی نخستین بار در سده نوزدهم ردپاهایی سه انگشتی از دایناسورهای تروپود کشف شد، همه تصور کردند سنگواره‌هایی قدیمی از ردپای پرندگان پیش از توفان نوح را یافته‌اند.

اگر دوست دارید بدانید پرندگان دقیقا کجای شجره‌نامه تکامل تروپودها جای‌ دارند، نمودارهای زیر را نگاه کنید، اما اگر حوصله این بحث را ندارید، خیلی راحت تصویرهای زیر را رد کنید و ادامه متن را ببینید تا به پاسخ پرسش اصلی برسیم که «ردپای ۲۰۰ میلیون ساله شکارچی غول‌آسای آفریقایی چرا مهم است؟»!

روابط خویشاوندی و تکامل صفات مختلف در انواع تروپودها
منبع: درس‌نامه تاریخ طبیعی دایناسورها، تامس هولتز، دانشگاه مری‌لند، goo.gl/gdrK4U
روابط خویشاوندی و تکامل صفات مختلف در زیرگروهی از تروپودها به نام سیلوروسورها
منبع: درس‌نامه تاریخ طبیعی دایناسورها، تامس هولتز، دانشگاه مری‌لند، goo.gl/HEi1n8
روابط خویشاوندی و تکامل صفات مختلف در زیرگروهی از سیلوروسورها به نام یومانی‌راپتورها. پرندگان امروزی (Aves) جزء این گروه از تروپودها و تنها بازماندگان تبار دایناسورها هستند
منبع: درس‌نامه تاریخ طبیعی دایناسورها، تامس هولتز، دانشگاه مری‌لند، goo.gl/Rc8a8X

نمودارهای بالا نشان‌دهنده روابط خویشاوندی مهم‌ترین گروه‌های تروپودها، از جمله پرندگان امروزی، هستند؛ اما این تنها قسمتی از اطلاعات تکاملی تروپودهاست و بخش مهم دیگری را نمایش نمی‌دهد. از روی این نمودارها تنها می‌توان فهمید کدام انشعاب‌ها پیش‌تر یا پس‌تر رخ‌داده‌اند، اما زمان دقیق این انشعابات و پیدایش و انقراض هرگروه مشخص نیست. اگر اطلاعات زمانی را نیز به شجره‌نامه تکاملی تروپودها بی‌افزاییم، تا حدی متوجه می‌شویم ردپای ۲۰۰ میلیون ساله جنوب آفریقا چرا مهم است.

روابط خویشاوندی و زمان تکامل گروه‌های مختلف تروپودها
منبع: درس‌نامه تاریخ طبیعی دایناسورها، تامس هولتز، دانشگاه مری‌لند، goo.gl/gdrK4U

همان‌طور که در نمودار بالا دیده می‌شود، تا اوایل دوره ژوراسیک، تنها دو تبار از تروپودها تکامل یافته بودند: سیلوفایزوئیدها (Coelophysiodea) و دایلوفوسوریدها (Dilophosauridae). طول بدن انواع شناخته‌شده این دو خانواده بین یک تا پنج متر بوده است و البته بزرگ‌جثه‌ترین نمونه‌های ایشان مثل Dilophosaurus وCrylophosaurus حدود ۱۹۰ تا ۱۸۰ میلیون سال پیش زندگی می‌کردند؛ یعنی ۱۰ تا ۲۰ میلیون سال پس از زمانی که صاحب نُه متری ردپای ۲۰۰ میلیون ساله آفریقایی می‌زیسته است.

بنابراین پیش از این تصور می‌کردیم نخستین تروپودهایی که جثه‌ای بزرگ‌تر از پنج متر داشتند، حدود ۱۸۰ میلیون سال پیش تکامل یافتند، درحالی که ردپای جدید نشان می‌دهد از ۲۰۰ میلیون سال پیش و حتی شاید پیش از آن، انواعی از تروپودهای بزرگ‌جثه تکامل یافته بودند و دایناسورهای کوچک و بزرگ و حیوانات دیگر عصر خود را شکار می‌کردند.

در زمانی که صاحب این ردپا زندگی می‌کرد، ابرقاره باستانی پان‌گه‌آ به تازگی به دو ابرقاره شمالی (لوراسیا) و جنوبی (گندوانا) تقسیم شده بود و حیوانی که سنگواره آن در جنوب آفریقا پیدا شده باشد، می‌توانسته با پای پیاده و به راحتی تمام نواحی گندوانا را زیارت کند و اگر چنین حیوانی، قدیمی‌ترین دایناسور شکارچی درشت‌جثه دنیا باشد، می‌توان او را نخستین پادشاه بلامنازع سرزمین‌های جنوبی زمین دانست.

جغرافیای طبیعی زمین در دویست میلیون سال پیش. خشکی‌های زمین که تنها چند ده میلیون سال پیش، در قاره بزرگی به نام پان‌گه‌آ به هم متصل بودند؛ اکنون به دو قاره عظیم شمالی (لوراسیا) و جنوبی (گندوانا) تقسیم شده‌اند

در آن دوره قاره گندوانا به جز آفریقا، دربرگیرنده آمریکای جنوبی، ماداگاسکار، هند، استرالیا، جنوبگان، نیوزیلند، عربستان، شامات، آسیای صغیر و صفحات جنوب ایران بوده است. اگر نقشه جغرافیای سیاسی امروز زمین را با جغرافیای طبیعی زمین در ۲۰۰ میلیون سال پیش تطابق دهیم، خواهید دید که شاهنشاه ۲۰۰ میلیون ساله‌ای که سنگواره ردپایش اخیرا در جنوب آفریقا پیدا شده، حاکم باستانی کدام کشورهای امروزی بوده است.

جغرافیای سیاسی زمین در دویست میلیون سال پیش. خشکی‌های زمین که تنها چند ده میلیون سال پیش، در قاره بزرگی به نام پان‌گه‌آ به هم متصل بودند؛ اکنون به دو قاره عظیم شمالی (لوراسیا) و جنوبی (گندوانا) تقسیم شده‌اند

این ردپا نشان می‌دهد دانشی که از سنگواره‌های اسکلت دایناسورهای اواخر دوره تریاس و اوایل دوره ژوراسیک در دست داریم، نسبت به تنوع جانوری که در آن دوره‌ها وجود داشته، هنوز بسیار ناقص است و چه‌بسا دایناسورهایی که زمانی مهم‌ترین شکارچیان دنیای خود بوده‌اند، اما چیزی درباره آن‌ها نمی‌دانیم.

به علاوه تقارن زمانی این ردپا با دوره پس از بحران زیست‌محیطی پایان دوره تریاس (که در اغلب منابع به عنوان انقراض پایان تریاس شناخته می‌شود) نشان می‌دهد، چه بسا گذار از بحران زیست‌محیطی به شرایط مساعدتر، در بزرگ‌شدن جثه تروپودها نقشی داشته است.

مینگا آبرامز (Miengah Abrahams)، دانشجوی PhD دانشگاه کیپ‌تاون، با قد ۱۶۰ سانتی‌متری در کنار ردپای بزرگی که در لسوتو کشف شده است. ما جز اندازه ردپا هیچ اطلاع دقیق دیگری درباره صاحب آن در دست نداریم و حتی طول بدن و ارتفاع قامت دایناسوری را که چنین ردپایی به جای‌گذاشته، با تخمین به دست می‌آوریم

ما چیزی جز اندازه تقریبی صاحب این ردپا نمی‌دانیم و حتی اگر روزی اسکلت تروپودی با همین قدمت و چنین قامتی در جنوب آفریقا پیدا شود، نمی‌توان به قطعیت گفت که آن اسکلت، مربوط به صاحب این ردپا بوده است. بنابراین دانشمندان تلاشی برای توصیف دایناسور سازنده این ردپا ندارند و طبیعتا نامی هم برای آن انتخاب نمی‌کنند؛ اما به خود ردپا نامی علمی اختصاص می‌دهند؛ نامی علمی که شبیه نام‌های علمی معمولی است، ولی در حقیقت متناظر موجود زنده‌ای حقیقی نیست؛ بلکه صرفا به خود اثر به‌جا مانده (در این مورد ردپا) اطلاق می‌شود. نام علمی این ردپا را نیز Kayentapus ambrokholohali (کاینتاپوس امبروخولوهالی) نهاده‌اند. نام سرده این ردپا (Kayentapus) پیش از این به گونه‌هایی دیگر از ردپاهای همان دوره اطلاق شده بود، اما صفت‌گونه‌ای آن برای همین گونه ابداع شده و مرکب از واژه لاتین ambrosius (به معنی بی‌مرگ) و دو واژه برآمده از زبان محلی سه‌سه‌تو است: /خولو/ در این زبان به معنی «بزرگ و عظیم» است و /هالی/ نیز یعنی «خیلی». به علاوه واژه لاتین امبروسیوس اشاره‌ای هم دارد به نام دیوید امبروز (David Ambrose)، استاد بازنشسته دانشگاه لسوتو، که پیش از این ردپاهای زیادی در دره روما کشف و توصیف کرده است.

وقتی ردپای دایناسوری کشف می‌شود، جایگاه لایه‌ای که حاوی ردپاست در توالی لایه‌های پی‌درپی زمین‌شناسی مشخص می‌شود تا سن نسبی و سپس سن دقیق لایه حاوی ردپا به دست آید. به علاوه باید، چنان‌چه در شکل مشخص است، رسوبات اضافه از درون ردپا خارج شوند تا شکل و حجم ردپا به خوبی مشخص شود؛ در نهایت با استفاده از خمیر سیلیکون از ردپا قالبی تهیه می‌شود و برای بررسی بیش‌تر به آزمایشگاه منتقل می‌شود

خطاهای رسانه‌ای!

روزنامه شرق یکی از رسانه‌هایی بود که «روز ملی سنگواره» را در قالب یادداشتی به قلم صاحب این صفحه‌کلید، اطلاع‌رسانی کرد. اما کانال تلگرامی این رسانه، درحالی‌که هیچ اشاره‌ای به روز ملی سنگواره نداشت، درست سه روز بعد، خبر کشف این ردپا را به همراه اطلاعاتی که از فرط نادرستی، خنده‌آور بودند، منتشر کرد.

در کانال تلگرامی روزنامه شرق خبر کشف این سنگواره به این صورتی که می‌بینید مطرح شد و در بسیاری کانال‌های دیگر نیز به نقل از شرق، بازتاب یافت

به نظر می‌رسد دبیر علمی روزنامه شرق هیچ نظارتی بر محتوای کانال این روزنامه ندارد و مسئول به‌روزرسانی کانال تلگرام شرق، به‌صورت خودمختار اخباری را از گوشه و کنار جمع می‌کند و بدون درنظر گرفتن جزئیات علمی، آن‌ها را منتشر می‌کند. البته اول از همه باید بابت چنین خطایی مدیر کانال تلگرامی شرق را سرزنش کرد که نه منابع موثق اخبار علمی را می‌شناسد، نه توانایی چند ثانیه جستجو برای راستی‌آزمایی جزئیات اخبار دارد، نه تمایلی دارد که از همکارانش در روزنامه نظر بخواهد. اما نباید فراموش کرد که ریشه اصلی این خطا در جای دیگری است، یعنی جایی‌که متأسفانه منبع مورد اعتماد مدیر کانال تلگرام شرق بوده است.

نه تنها در این خبر، استدلالی برای اهمیت آن دیده نمی‌شود (گویی صرفا ارتباط خبر به «دایناسورهای عظیم‌الجثه» برای اهمیت خبر کفایت می‌کند)، بلکه جزئیات نادرست و بی‌ربطی به آن افزوده شده و همان‌طور که در انتهای پیام ذکر شده، منبع این اطلاعات یورونیوز بوده است که مثل اغلب خبرگزاری‌های فارسی خارج از ایران، سابقه درخشانی در انتشار اخبار اشتباه علمی دارد.

در کانال تلگرام شرق نام صاحب این ردپا را اسپاینوسورِس نقل کرده‌اند و اگر سری به صفحه همین خبر در سایت یورونیوز بزنیم، با چنین عبارتی روبه‌رو می‌شویم:

این دایناسور تیغی با نام علمی اسپینوسورس ملقب به (Kayentapus ambrokholohali) حدود ۹ متر طول داشته... 

اما خلاف آن‌چه در یورونیوز و شرق و بسیاری رسانه‌های دیگر نوشته، اسپاینوسورِس حدود ۱۰۰ میلیون سال پیش می‌زیسته (یعنی ۱۰۰ میلیون سال بعد از صاحب ردپای لسوتو) و طول بدنش نیز نزدیک به ۱۸ متر بوده است (یعنی دو برابر طول بدن صاحب ردپای لسوتو).

چرا نویسنده یورونیوز مرتکب چنین خطای فاحشی شده است؟ احتمالا به این دلیل که حین مرور متن انگلیسی خبر، متوجه نشده صاحب ردپای لسوتو، بزرگ‌ترین دایناسور شکارچی ۲۰۰ میلیون سال پیش در آفریقا بوده است؛ بنابراین به سادگی نام بزرگ‌ترین دایناسور شکارچی تمام تاریخ در آفریقا را جستجو کرده و به نام اسپاینوسورِس رسیده؛ اما اصلا توجه نکرده که اسپاینوسورِس، همان‌قدر با صاحب ردپای لسوتو فاصله زمانی دارد که ما با اسپاینوسورِس فاصله زمانی داریم. به علاوه قد و قامت اسپاینوسورِس اندکی (تقریبا دو برابر) بزرگ‌تر از چیزی بوده که برای صاحب ردپای لسوتو تخمین زده‌ایم.

چهار شکارچی بزرگ خشکی‌زی (همگی از اواخر دوره کرتاسه) در مقایسه با صاحب ردپای کشف‌شده در لسوتو: اسپاینوسورِس (جگری)، کارکارودونتوسورِس (یاسی)، جیگانوتوسورِس (نارنجی) و تیرانوسورِس (سبز). از میان چهار غول شکارچی، دو تا (اسپاینوسورِس و کارکارودونتوسورِس) در آفریقا می‌زیستند، یکی (جیگانوتوسورِس) در آمریکای جنوبی و یکی (تیرانوسورِس) در غرب آمریکای شمالی. ردپای ۲۰۰ میلیون ساله کشف‌شده در لسوتو متعلق به دایناسوری نسبتا بزرگ‌جثه (سیاه) ولی بسیار کوچک‌تر از غول‌های شکارچی دوره کرتاسه بوده است. تنها دلیل اهمیت این ردپا در این است که نشان می‌دهد سابقه جثه‌های بزرگ در تروپودها، بسیار قدیمی‌تر زمان زندگی دایناسورهایی از قبیل این چهار غول گوشتخوار بوده است


روزنامه‌نگاری سرقدمی

باید نامی برازنده برای این شیوه شبه‌روزنامه‌نگارانه برگزید؛ برای سبکی که بی‌استعدادترین و خنگ‌ترین افراد ناتوان از درک مطلب و عاجزان از ترجمه متن‌های غیرفارسی و درماندگان در نگارش گزارش‌های سیاسی-اجتماعی را به علمی‌نویسی می‌گمارند. به قول رومن گاری در خداحافظ گاری کوپر، «با ذخیره خریت» این قبیل نویسنده‌های خبرهای علمی، «می‌شود شکم یک ملت را سیر کرد». چنان‌چه واقعا هم سرقدم‌های همینان می‌شود منبع اصلی کانال‌های خبری مورداعتماد ملت فارسی‌زبان. شاید عنوانی مثل «روزنامه‌نگاری سرقدمی» برای این قلم‌ها مناسبت کافی داشته باشد.

Report Page