ردپای مرموز دوانگشتی‌ها: آنچه باید درباره‌ی تازه‌ترین گزارش از اکتشافات دایناسوری در ایران بدانید

ردپای مرموز دوانگشتی‌ها: آنچه باید درباره‌ی تازه‌ترین گزارش از اکتشافات دایناسوری در ایران بدانید

عرفان خسروی* | منتشرشده در مجله دانستنیها، ۷ مرداد ۱۳۹۶

خبرها در ایران خیلی راحت تغییر ماهیت می‌دهند و تبدیل به چیزی می‌شوند که واقعیت ندارد؛ از جمله خبری که طی چند هفته‌ی ابتدای تابستان با این مضمون در بیشتر رسانه‌های اجتماعی منتشر شد: «باستان‌شناسانی چینی حین عملیات عمرانی آزادراه تهران شمال در کرج، بقایای دایناسوری دوپا و پردار را پیدا کرده‌اند». انواع و اقسام شایعات و تکذیبیه‌های متعاقب هم این خبر را دنبال کردند؛ کار به جایی رسید که مراجعی در سازمان میراث فرهنگی درباره‌ی چنین کشفی اظهار تردید و بی‌اطلاعی کردند. متأسفانه هیچ‌کدام از این مراجع فکر نکردند که شاید ماجرا اصلا ربطی به کار ایشان نداشته باشد و وقتی که تکذیبیه صادر می‌کردند، همچنان خود را مرجع اطلاع می‌دانستند.


ردپای مرموز دوانگشتی‌ها: آنچه باید درباره‌ی تازه‌ترین گزارش از اکتشافات دایناسوری در ایران بدانید
عرفان خسروی | منتشرشده در مجله دانستنیها، ۷ مرداد ۱۳۹۶

اما اصل ماجرا چه بود و این خبر چرا نادرست بود؟ بیایید با هم یک‌بار دیگر خبر را مرور کنیم: «باستان‌شناسان چینی در کرج بقایای دایناسوری دوپا و پردار را پیدا کرده‌اند.» اول از همه باید بدانیم کار باستان‌شناسان مطالعه‌ی بقایای فرهنگی انسان است، نه سنگواره. طبیعتا باستان‌شناسان به جست‌وجوی سنگواره نمی‌روند و احتمال این‌که باستان‌شناسان سنگواره‌ای بختانه پیدا کنند، همان‌قدر اندک است که یک گیاه‌شناس یا عکاس محیط زیست، ناگهان حین گشت‌زنی در طبیعت، چشمش به سنگواره‌ای بیفتد. در مرحله‌ی بعد، اگر باستان‌شناسی سنگواره‌ای پیدا کند، احتمالا چون از تحصیلات عالی و درک کافی برخوردار است، با همکاران و دوستان دانشگاهی خود تماس می‌گیرد تا خارج‌کردن و اکتشاف نمونه‌ی کشف‌شده را به متخصصانی دیگر واگذارد؛ کسانی که روش کار، موضوع پژوهش و مناطق جست‌وجوی آنان تفاوت‌های خیلی گسترده با باستان‌شناسان دارد و ما معمولا در فارسی به آن‌ها «دیرینه‌شناس» می‌گوییم. جالب‌ است که بیشتر خبرنویسان و مترجمان و دیگر اصحاب خبرگزاری‌ها و رسانه‌های ریز و درشتی که این خبر را به آن شکل نقل کردند، حوصله و علاقه‌ی کافی برای یک جست‌وجوی کوتاه و سریع نداشتند تا بفهمند کسی که احتمالا دایناسوری کشف کرده، باستان‌شناس نیست؛ بلکه دیرینه‌شناس است. از آن جالب‌تر، مسئولین میراث فرهنگی بودند که فکر کردند چون اسم باستان‌شناسی به میان آمده، باید حتما بیانیه بدهند و با تردید در اصل ماجرا، روشنگری کنند.


جنس گزارش چینی بود

اشتباه بعدی خبر این بود که کشف اخیر را به چینی‌ها منسوب کرده بود؛ البته با حمایت ناچیز و نزدیک به هیچی که دولت ایران از پژوهش‌های علوم پایه (از جمله دیرینه‌شناسی) کرده ‌است، تعجبی ندارد اگر داستان سفر هیئت تحقیقاتی چینی به ایران برای اکتشاف و پژوهش طبیعی به نظر برسد. مسئله‌ی دردآور و ناراحت‌کننده این‌جاست که چرا جامعه نسبت به چنین تصویر و روایت تحقیرآمیزی که ما را، حتی در مرحله اکتشاف صحرایی، محتاج پژوهشگران چینی نشان می‌دهد، واکنشی جز اظهار بی‌خبری عمیق همراه با «اصلا به ‌من ‌چه؟» نشان نمی‌دهد. درباره‌ی این که کاشف اصلی چه ‌کسی بوده است، در بندهای بعد توضیح خواهم داد.

مشکل بعدی آن خبر این‌جا بود که پهنه‌ی وسیع «البرز مرکزی» را به «کرج» تقلیل دادند و یافته‌ای را که در اصل در نزدیکی شهر بلده (در استان مازندران و همچنان جزئی از البرز مرکزی)‌ کشف شده بود، به کرج منتسب کردند. این تغییر و تحول جغرافیایی هم ناشی از ذوق ادبی «مترادف‌گزینی» همان گروهی است که دیرینه‌شناس را به باستان‌شناس تبدیل کرده بودند. بعد هم لابد از روی تخیل فرض ‌کرده‌اند «دایناسور که به همین سادگی پیدا نمی‌شود، باید بیل مکانیکی یا بولدوزری باشد که بتواند دایناسور به آن بزرگی را از زیر خاک بیرون بیاورد» و به‌این ترتیب «عملیات عمرانی آزادراه تهران-شمال» هم به ماجرا اضافه شد.


وقتی همه دوپا بودند

اشتباه بعدی در خبررسانی این‌جا بود که محور و نقطه ی عطف خبر را روی «دوپا» بودن دایناسور مزبور گذاشته بودند؛ درحالی‌که بیشتر دایناسورها دوپا بودند و این‌که بگوییم «یک دایناسور دوپا کشف شده» همان‌قدر تهی از شگفتی و عاری از تازگی است که بگوییم «یک پستاندار چهارپا» کشف شده است. اصل ماجرا این است که در اصل، ردپایی دوانگشتی پیدا شده که امری‌ است نادر و خلاف‌آمد عادت؛ چرا که بیشتر دایناسورها ردپاهای سه یا چهارانگشتی داشته‌اند و نکته‌ی جذاب و جالب این کشف اخیر هم همین‌جاست. اما این‌که مترجم یا مترجم‌هایی تا این‌حد بی‌سواد باشند که «دوانگشتی» (two toed) را «دو پا» (bipedal) ترجمه کنند، به‌حق در دنیای پر از اشتباه و خطای جماعتی که بی‌جا و بی‌هنر، پا در کفش روزنامه‌نگاران علم کرده‌اند، نوبری است. ماجرای پردار بودن هم تقریبا همین‌اندازه بی‌ربط است؛ چون می‌دانیم که احتمالا همه‌ی دایناسورها (نه گروه خاصی از آن‌ها) پردار بودند و ثانیا در این سنگواره (که چیزی جز اثر دو انگشت پا نیست) پر پیدا نشده است؛ باز اگر مثال بزنیم، گویی ردپای پستانداری پیدا شود و خبرش را این‌گونه نقل کنیم که «سنگواره‌ی پستانداری مودار کشف شده است». البته درباره‌ی این قسمت خبر هم در بندهای آتی صحبت بیشتری خواهیم کرد.

تا این‌جای که کار دیدیم تنها اجزاء این خبر که واقعیت داشت این دو تا بودند «... دایناسوری ... کشف کردند». پس اصل ماجرا هنوز باید روشن ‌شود که چه کسی، چه چیزی را و در کجا کشف کرده است؟


عکس، طرح و تصویر سه‌بعدی ردپاهای دوانگشتی کشف‌شده در بلده

سنگواره‌ی کشف‌شده، آن‌طور که گفتیم در حقیقت ردپایی است دوانگشتی که در رسوبات ژوراسیک میانی (به سن تقریبی ۱۷۰ تا ۱۶۰ میلیون سال پیش) در البرز مرکزی و به‌طور دقیق‌تر، کوه‌های اطراف بلده در استان مازندران کشف شده است. کاشف ردپا هم دکتر «نصرالله عباسی» از دانشگاه زنجان است که چند سال پیش طی پژوهش‌های میدانی در مناطق صعب‌العبور کوهستانی این ردپا را کشف کرده و نقش همکاران چینی و ولزی-آمریکایی ایشان («لیدا شینگ» (Lida Xing) و «مارتین لاکلی» (Martin Lockley)) محدود به حمایت مالی برای انجام سفر پژوهشی و نگارش و انتشار مقاله بوده است. طبق آنچه در انتهای گزارش منتشرشده‌ی دکتر عباسی و همکارانشان آمده، این پژوهش با وجه حمایتی «نوآوری‌های علمی و پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی» سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ (۱۳۹۲ و ۱۳۹۴) در دانشگاه چینی علوم زمین پکن انجام شده است. البته جای تأسف بسیار است که می‌شنویم اعضای برجسته‌ی هیئت‌علمی و پژوهشگران شناخته‌شده‌ی قطب‌های دانشگاهی کشور، برای انجام سفرهای پژوهشی مانند اکتشافات دیرینه‌شناسی، آن‌چنان در تنگنا و مضیقه قرار گرفته‌اند که کمترین حمایت‌های مالی خارجی هم، حتی در مواردی که واقعا نیازی به دانش و فناوری خارجی‌ها نداریم، می‌تواند برای ایشان مغتنم باشد.


این ردپای متعلق به چه ‌نوع دایناسوری بوده است؟

با توجه به دوانگشتی بودن این ردپا، در مقاله‌ای که طی آن این ردپا را توصیف و گزارش‌ کرده‌اند (goo.gl/vqjke3)، شینگ، عباسی و لاکلی این ردپا را با ردپای دایناسورهایی از گروه داینونیکوسورها (Deinonychosauria) مقایسه‌ کرده‌اند.

داینونیکوسورها گروهی از دایناسورهای شکارچی بودند که از نظر تکاملی، نزدیک‌ترین خویشاوندان پرندگان هستند. مشهورترین داینونیکوسور (به لطف داستان و فیلم پارک ژوراسیک)، «ولاسی‌راپتور» (Velociraptor) است که ۷۵ تا ۷۱ میلیون سال پیش در مغولستان می‌زیست (یعنی ۱۰۰ میلیون سال جدیدتر از سنگواره‌ای که در بلده یافته شده است). ویژگی بارز داینونیکوسورها هم این بوده است که انگشت دوم پای خود را بالا نگاه می‌داشتند تا تیز بماند. باید توجه کرد که در پای دایناسورهای شکارچی (مانند بیشتر پرندگان امروزی) انگشت نخست رو به عقب بوده و چون کوچک و بالاتر از سطح زمین بوده است، معمولا اثری از آن روی زمین به جا نمی‌مانده؛ بنابراین انگشتان دوم، سوم و چهارم پا، روی زمین اثری سه‌انگشتی ایجاد می‌کردند. در داینونیکوسورها، انگشت دوم (انگشت نزدیک به محور میانی بدن) بالا می‌ایستاده و تنها دو انگشت سوم و چهارم روی زمین قرار می‌گرفتند؛ بنابراین این دایناسورها ردپایی دوانگشتی داشتند.

پای چپ درومیوسورِس (Dromaeosaurus) از خویشاوندان نزدیک ولاسی‌راپتور و پرندگان. انگشت اول بسیار کوچک است، انگشت دوم بالا ایستاده و انگشتان سوم و چهارم روی زمین ردپایی دوانگشتی ایجاد می‌کنند

اما آیا ردپای بلده، قطعا متعلق به نوعی داینونیکوسور شبیه ولاسی‌راپتور است؟ حتی در دقیق‌ترین روایت‌های اخبار هم (که مستند به قول خود دکتر عباسی هستند) ماجرای این‌گونه روایت شده که این ردپا متعلق به نوعی داینونیکوسور، آن‌ هم از گروه درومیوسوریدها (Dromaeosauridae) و در نتیجه خویشاوند نزدیک پرندگان و قطعا دایناسوری پرنده‌مانند بوده و از لحاظ قدمت صدوهفتادمیلیون ساله و البته ابهامات نمونه‌های دیگر، نمونه‌ی شاخص و مهمی است. برای نمونه این خبر را می‌توانید در سایت خبری «دیده‌بان علم ایران» ملاحظه کنید: goo.gl/WKQ8Fz. نکته‌ی جالب‌ این‌جاست که حتی در این اخبار، نام کوچک آقای لیدا شینگ، «زینگ» ثبت شده که طبق قواعد پین‌یین (نگارش چینی به خط لاتین) نادرست است، چون حرف X در الفبای پین‌یین معادل صدای /ش/ است، گویا خود آقای دکتر عباسی هم این نام را «زینگ» تلفظ می‌کند؛ برای نمونه مصاحبه‌ی او با اخبار ساعت ۲۰ شبکه چهار را می‌توانید در دیرینه‌نگار ببینید: t.me/dirinenegar/292.


هزار اما و اگر دیگر...

اما این روایت درباره‌ی ردپاهای بلده، مطابق چیزی نیست که در اصل مقاله نوشته شده است. طبق آنچه دکتر عباسی و همکارانشان در مقاله اذعان کرده‌اند، چیزی که مورد آن تردید جدی قرار دارد، انتساب این ردپاها به داینونیکوسورهاست. اولا به خاطر اندازه‌ی کوچک و ابهام در حفظ‌شدگی ردپاها، ثانیا به خاطر تفاوت زیاد در اندازه‌ی انگشتان سه و چهار و ثالثا به خاطر سن بسیار زیاد ردپاها. در قسمت نتیجه‌گیری این مقاله هم چنین آمده است که بیشتر ردپاهای دوانگشتی قابل استناد و انتساب قطعی به داینونیکوسورها، متعلق به دوره‌ی کرتاسه هستند. ردپاهای بلده بیشتر از درومیوسوریدها (از جمله ولاسی‌راپتور)، شبیه ردپای تروئودونتیدها (Troodontidae) هستند؛ اما باز هم نمی‌توان آن‌ها را با اطمینان یا تردید، به داینونیکوسورها منتسب کرد، زیرا پیش‌تر ردپاهای دوانگشتی مشکوک دیگری هم از دوره‌های تریاس و ژوراسیک کشف‌ شده‌اند که بیشتر منتسب به گروه‌های دیگری از دایناسورها شده‌اند و علت شباهت میان آن‌ها با ردپای داینونیکوسورها، ناشی از همگرایی تکاملی است، نه خویشاوندی. برای نمونه، اخیرا سنگواره‌های جدیدی نشان ‌داده‌اند گروه‌های دیگری از دایناسورهای گوشتخوار که خویشاوندی دوری نسبت به پرندگان و داینونیکوسورها دارند، آناتومی مشابهی در پایشان داشته‌اند. برای نمونه «فوکویی‌وینه‌تور» (Fukuivenator) که در اوایل دوره‌ی کرتاسه در ژاپن زندگی می‌کرده و اخیرا کشف‌ شده است، داینونیکوسور نیست، ولی ناخن دوم پایش شبیه این گروه از دایناسورها بوده است (goo.gl/zGbAH2). حتی گروهی از پرندگان شکاری پادراز امروزی به نام سریاما که در آمریکای جنوبی زندگی می‌کنند، پایی شبیه داینونیکوسورها با ناخن برآمده‌ای در انگشت دوم دارند. این موضوع نشان می‌دهد آناتومی انگشت دوم پای داینونیکوسورها چندان هم منحصربه‌فرد نبوده است.

فوکویی‌وینه‌تور، دایناسوری از کرتاسه پایینی ژاپن که گرچه خویشاوند نزدیک داینونیکوسورها و پرندگان نبوده، ولی آناتومی پایش شبیه آن‌ها بوده و ردپایی دوانگشتی داشته است

به‌علاوه با توجه به سن زیاد (که بسیار قدیمی‌تر از دوره‌ی پراکندگی داینونیکوسورهاست) و حفظ‌شدگی معوج، این احتمال وجود دارد که ردپا به علت اعوجاج رسوبات به این شکل درآمده باشد. نهایتا طبق آنچه در مقاله شینگ، عباسی و لاکلی آمده است، گرچه احتمال انتساب این ردپاها به داینونیکوسورها مردود نیست، ولی با توجه به اندازه‌ی کوچک ردپاها، تعداد اندک آن‌ها (دو عدد)، ریخت‌شناسی ردپا و سن زیادشان، این احتمال قابل تأیید نیست.

آنکی‌اورنیس (Anchiornis) یکی از قدیمی‌ترین داینونیکوسورهای شناخته‌شده به قدمت ۱۶۰ میلیون سال، قدمت و اندازه‌ای نزدیک به صاحب ردپای بلده داشته ولی برعکس، انگشت دوم برآمده و ردپای دوانگشتی نداشته است


*یادداشت‌های عرفان خسروی را می‌توانید در کانال پالئوگرام دنبال کنید

Report Page