🎻
پروانهسیاه؛☕ ּ ֗ ִ ּ ۪
در نگاه مادر، پسرش بی نقص است. مهم ترین موجودی است که تا به حال زیسته است؛ اما جهان او را طرد می کند، رنج پسرش رنج اوست، کمک به او یا حمایت از او از توانش خارج بوده است. نتوانسته است او را از خطر نجات دهد. پسر مادر را ترک کرده است؛ باید به جهان بیرون می رفته و به انجام وظایف خودش می پرداخته است. آن پایانی را می بینیم که همه ی مادرها آرزویش را دارند. اینکه ترس ها به پایان برسد و این که در آینده مردم پسرش را دوست بدارند، همچنان که او پسرش را دوست دارد.