اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه

اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه

با تاکید بر کتاب الحیات

{دنباله مباحث مدخلی بر اصول کلی اقتصاد اسلامی}

4- تعاون اجتماعى در گرفتن حقوق محرومان

تعاون اجتماعی به نوبۀ خود، مانند انفاق/هزینه گذاری اجتماعی، یکی از مسیرهایی است که به رفع فقر و زدودن تکاثر یاری می رساند و راه را برای زندگی انسانی در جامعه هموارتر می کند. معمول آن است که تعاون را در بستر دانش اخلاق ببینند و در نظر بگیرند در حالی که این مقوله ها-چنانکه پیش از این نیز یادآوری گشت- چند وجهی بوده و در حوزه اقتصادی نقش بزرگی دارند و باید از این نقش سودمند برای زدودن تبعیض و کاهش میزان فقر، بهره برداری کرد. همکاری عالمان با طبقه فقیر جامعه در جهت دستیابی آنان به حقوق خود و گرفتن حق آنان و رساندن به ایشان، یکی از نمونه های برتر تعاون و همیاری اجتماعی در جامعه است.

الإمام علي «ع»: ... و ما أخذ اللَّه على العلماء، أن لا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم. «نهج البلاغه»/ 52؛ «عبده» 1/ 32»

امام على «ع»: ... آنچه خدا بر عهده علما گذاشته (اين) است كه به هنگام سيرى ستمگر و گرسنه ماندن ستمكش قرار (و تبانى با سرمايه داران)، نداشته باشند.

الحیات در توضیحی و تبیینی ضروری پیرامون این سخن امام(ع) می نویسد: «اى خواننده آگاه! آيا در اين دو تعبير موجود در سخن جاودانه امير المؤمنين، يعنى: «كظّة ظالم ‏= سيرى ظالم» و «سغب مظلوم‏=گرسنگى شديد مظلوم» چه می ‏بينى؟ نكره بودن در اينجا مفيد «عموم» است. آيا در آن تصريح نشده است كه مقصود انگيختن علما به مبارزه كردن با ظلم اقتصادى و تعدّى معيشتى، و ايستادن در برابر طاغوتهاى ثروت اندوزى و مترفان مسرف و وابستگان ايشان است، يعنى كسانى كه به گفته پيامبر اكرم «ص» و امام علىّ بن ابى طالب «ع» و امام صادق «ع»: آنچه را كه حقّ ايشان نيست می ‏خورند؛ و به گفته امام حسن عسكرى «ع»: زاد و توشه زندگى فقيران را می دزدند؟».

                       الحياة / ترجمه احمد آرام، ج‏6، ص:145-146

5-سطح زندگی برای توده ها

اهمیت موضوع وقتی آشکارترمی شود که در می یابیم نگرش نهج البلاغه به سطح زندگی توده ها تنها از رویکرد اقتصادی به مسأله ریشه نمی گیرد بلکه دربردارندۀ نکات دیگری هم هست. از جمله آنکه در بهبود سطح زندگی توده ها با نگاهی واقع بینانه به وضعیت موجود و تنگناهای اقتصادی یا فشار حاکمیت ها، گاهی به رفتاری از جنس توسعه آگاهی یا نوعی از مبارزه منفی نیز فروگذار نمی کند. یکی از آن موارد ریز و کمتر دیده شدنی، دعوت به آراستگی در عین فقیری است. اینکه فقیران "خوش لباس" باشند و از پژولیده بودن، چرک آلود بودن و ناآراستگی در پوشش بپرهیزند. شنیده می شود که امروزه در یکی از کشورهای غربی همین شیوه زندگی معمول و عادی است به گونه ای که طبقه فقیر و ثروتمند در پوشش و لباس به لحاظ کلی تا اندازۀ بالایی به هم شبیه و همسانند. این شیوه زندگی در وضعیت ناسالم جامعه می تواند تا حد زیادی از بار منفی فقر و نمود ناهنجار و تاثیر منفی روانی اش بکاهد و راه را برای توازن و نزدیکی طبقات به یکدیگر بیشتر بگشاید.

الإمام علي «ع»- فيما وصف به المتّقين: ... فمن علامة أحدهم أنّك ترى له قوّة في دين ... و تجمّلا في فاقة ... «نهج البلاغه»/ 616؛ «عبده» 2/ 187- 188»

امام على «ع»- در توصيف پرهيزگاران: ... نشانه انسان پرهيزگار اين است كه او را در دين نيرومند مى‏بينى ... و در فقر و فاقه با تجمّل.

                       الحياة / ترجمه احمد آرام، ج‏6، ص: 216

نقشه احتمالی شهر کوفه در نیمه قرن اول هجری

خورشيد اين گونه مى ‏تابد!

بالاتر گذشت که الحیات برای این بخش از بحث خود استشهاد مستقیمی به متن نهج البلاغه ندارد اما با این وجود به نگرش امام علی(ع) در بارۀ موضوع بی توجه نیست و با یادکرد سخنی از آن امام حکیم، از «منشور علوى بزرگ، در تأمين سطح معيشت عام براى توده‏ها» چنین می نویسد: «در آغاز فصل اول از فصلهاى «سطح زندگى براى توده‏ها»[1] مطلب را با اين سخن علوى جاودانه، و بزرگ آغاز كرديم، و آن را در پيشانى فصل قرار داديم تا نظرها را به خود جلب كند و پيوسته مورد ملاحظه باشد: «ما أصبح بالكوفة أحد إلّا ناعما؛ إنّ أدناهم منزلة ليأكل البرّ، و يجلس في الظّلّ، و يشرب من ماء الفرات[2]؛ در كوفه كسى شب را سپری نمی کند مگر با يك زندگى راحت، پايين‏ترين مردم از نظر شغل، نان گندم مى‏خورند، و خانه دارند، و از آب گوارا (فرات) می نوشند».

اين سخن به سهم خود دلالت بر آن دارد كه بر حكومت اسلامى واجب است كه براى همه مردم- حتّى كسانى كه در پايين‏ترين رتبه اجتماعى قرار گرفته‏اند- بصورتى مناسب خوراك و مسكن و امكانات رفاهى فراهم كند، تا چنان باشد كه پايين‏ترين فرد همان چيزهايى را بخورد و بياشامد كه بزرگان قوم می خورند و می ‏آشامند، و داراى خانه و سامان باشد، مانند ديگران. اگر اسلام محمد بن عبد اللَّه «ص» است، و ملاك «خطب فاطميّه» و «نهج البلاغه» و سخنرانيهاى امام حسين «ع» (بويژه سخنرانى دوم) «روز عاشورا» و «صحيفه سجّاديّه» و «مذهب جعفرى» است، اين است ... و اگر شعار است باد هواست ... و اين كلام امير المؤمنين (ع) بدين گونه بر آن گمانها و پندارهاى فاسد خط بطلان می ‏كشد كه می ‏گويند دستگاه مديريت علوى نيز در تأمين نيازمنديهاى مردم و تحقّق بخشى به عدل و داد كامياب نبوده است.

اين پندارهاى واهى را، يا از روى نادانى نسبت به حقايق تاريخ بازگو می كنند، يا از سر تجاهل و گريز از وفادار بودن نسبت به تعهّدهايى كه به هر جا روى آورند آنان را در ميان گرفته است؛ و به هر عذرى چنگ در زنند، باز به حال خود باقى است.»

مؤلفان سپس عذر خواهی می کنند از اینکه در بارۀ تامین اجتماعی که پیوند روشنی با سطح زندگی توده ها دارد چیزی ننوشته اند با آنکه معتقدند که لازم بوده است تا فصلى- يا فصلهايى- را به «تأمين اجتماعى»، با تعاليم و بحثها و مسائل مهم و سازنده آن اختصاص دهند، اما چون شمار فراوانى از آيات و احاديث اين موضوع را، كه همواره بر آن تأكيد كرده است، در جاهاى مختلف از فصلهاى مختلف آورده شده است به همانها بسنده مى‏ گردد.‏ آنان به درستی بر این باورند که اسلام به زندگى رفاهى توجّه داشته است تا چه رسد به تأمين (بيمه) اجتماعى، قاضى ابن برّاج طرابلسى(م481ق) می ‏گويد: «هر كس زندگى خوبى ندارد، ... جايز است زكات بگيرد (و سطح زندگى خويش را بالا ببرد)»، ( «المهذّب» 1/ 170).

                       الحياة / ترجمه احمد آرام، ج‏6، ص: 259

پا نوشت ها:

[1]  جلد ششم، ص 179.

[2]  «بحار» 40/ 327، از كتاب «مناقب».